festers

[ایالات متحده]/ˈfɛstəs/
[بریتانیا]/ˈfɛstərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آلوده شدن و تشکیل چرک؛ گندیدن یا پوسیدن؛ به طور فزاینده دردناک یا آزاردهنده شدن؛ بدتر یا شدیدتر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

festers in silence

در سکوت آزرده می‌شود

anger festers

خشم آزرده می‌شود

wound festers

زخم آزرده می‌شود

pain festers

درد آزرده می‌شود

resentment festers

نارضایتی آزرده می‌شود

doubt festers

شک آزرده می‌شود

fear festers

ترس آزرده می‌شود

grief festers

غم آزرده می‌شود

guilt festers

عذاب وجدان آزرده می‌شود

hurt festers

آسیب آزرده می‌شود

جملات نمونه

unresolved issues often fester over time.

مشکلات حل‌نشده اغلب در طول زمان تشدید می‌شوند.

when anger festers, it can lead to resentment.

زمانی که خشم تشدید می‌شود، می‌تواند منجر به کینه شود.

neglecting your health can cause problems to fester.

بی‌توجهی به سلامتی شما می‌تواند باعث تشدید مشکلات شود.

letting grievances fester can damage relationships.

اجازه دادن به نارضایتی‌ها برای تشدید، می‌تواند به روابط آسیب برساند.

his doubts began to fester after the meeting.

شک‌های او پس از جلسه شروع به تشدید کرد.

old wounds can fester if not addressed.

زخم‌های قدیمی می‌توانند تشدید شوند اگر مورد رسیدگی قرار نگیرند.

ignoring a problem will only let it fester.

نادیده گرفتن یک مشکل فقط باعث تشدید آن می‌شود.

her insecurities festered, affecting her confidence.

بی‌اعتمادی‌های او تشدید شد و بر اعتماد به نفس او تأثیر گذاشت.

when trust issues fester, communication breaks down.

زمانی که مشکلات اعتماد به وجود می‌آیند، ارتباط از بین می‌رود.

he allowed his frustrations to fester instead of talking it out.

او به جای صحبت کردن، اجازه داد که ناامیدی‌هایش تشدید شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید