festers in silence
در سکوت آزرده میشود
anger festers
خشم آزرده میشود
wound festers
زخم آزرده میشود
pain festers
درد آزرده میشود
resentment festers
نارضایتی آزرده میشود
doubt festers
شک آزرده میشود
fear festers
ترس آزرده میشود
grief festers
غم آزرده میشود
guilt festers
عذاب وجدان آزرده میشود
hurt festers
آسیب آزرده میشود
unresolved issues often fester over time.
مشکلات حلنشده اغلب در طول زمان تشدید میشوند.
when anger festers, it can lead to resentment.
زمانی که خشم تشدید میشود، میتواند منجر به کینه شود.
neglecting your health can cause problems to fester.
بیتوجهی به سلامتی شما میتواند باعث تشدید مشکلات شود.
letting grievances fester can damage relationships.
اجازه دادن به نارضایتیها برای تشدید، میتواند به روابط آسیب برساند.
his doubts began to fester after the meeting.
شکهای او پس از جلسه شروع به تشدید کرد.
old wounds can fester if not addressed.
زخمهای قدیمی میتوانند تشدید شوند اگر مورد رسیدگی قرار نگیرند.
ignoring a problem will only let it fester.
نادیده گرفتن یک مشکل فقط باعث تشدید آن میشود.
her insecurities festered, affecting her confidence.
بیاعتمادیهای او تشدید شد و بر اعتماد به نفس او تأثیر گذاشت.
when trust issues fester, communication breaks down.
زمانی که مشکلات اعتماد به وجود میآیند، ارتباط از بین میرود.
he allowed his frustrations to fester instead of talking it out.
او به جای صحبت کردن، اجازه داد که ناامیدیهایش تشدید شود.
festers in silence
در سکوت آزرده میشود
anger festers
خشم آزرده میشود
wound festers
زخم آزرده میشود
pain festers
درد آزرده میشود
resentment festers
نارضایتی آزرده میشود
doubt festers
شک آزرده میشود
fear festers
ترس آزرده میشود
grief festers
غم آزرده میشود
guilt festers
عذاب وجدان آزرده میشود
hurt festers
آسیب آزرده میشود
unresolved issues often fester over time.
مشکلات حلنشده اغلب در طول زمان تشدید میشوند.
when anger festers, it can lead to resentment.
زمانی که خشم تشدید میشود، میتواند منجر به کینه شود.
neglecting your health can cause problems to fester.
بیتوجهی به سلامتی شما میتواند باعث تشدید مشکلات شود.
letting grievances fester can damage relationships.
اجازه دادن به نارضایتیها برای تشدید، میتواند به روابط آسیب برساند.
his doubts began to fester after the meeting.
شکهای او پس از جلسه شروع به تشدید کرد.
old wounds can fester if not addressed.
زخمهای قدیمی میتوانند تشدید شوند اگر مورد رسیدگی قرار نگیرند.
ignoring a problem will only let it fester.
نادیده گرفتن یک مشکل فقط باعث تشدید آن میشود.
her insecurities festered, affecting her confidence.
بیاعتمادیهای او تشدید شد و بر اعتماد به نفس او تأثیر گذاشت.
when trust issues fester, communication breaks down.
زمانی که مشکلات اعتماد به وجود میآیند، ارتباط از بین میرود.
he allowed his frustrations to fester instead of talking it out.
او به جای صحبت کردن، اجازه داد که ناامیدیهایش تشدید شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید