feticides

[ایالات متحده]/ˈfiːtəsaɪd/
[بریتانیا]/ˈfiːtəˌsaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کشتن یک جنین؛ سقط جنین

عبارات و ترکیب‌ها

legal feticide

قتل جنین قانونی

feticide laws

قوانین سقط جنین

feticide procedures

روش‌های سقط جنین

feticide debate

بحث درباره سقط جنین

feticide policies

خط‌مشی‌های مربوط به سقط جنین

feticide practices

روش‌های عمل سقط جنین

feticide ethics

اخلاق مربوط به سقط جنین

feticide implications

پیامدهای سقط جنین

feticide risks

خطرات سقط جنین

feticide statistics

آمار سقط جنین

جملات نمونه

feticide is a controversial topic in many cultures.

قتل جنین موضوعی بحث‌برانگیز در بسیاری از فرهنگ‌ها است.

some countries have laws regulating feticide.

برخی از کشورها قوانینی برای تنظیم قتل جنین دارند.

the debate over feticide often involves ethical considerations.

بحث در مورد قتل جنین اغلب شامل ملاحظات اخلاقی می‌شود.

feticide can lead to serious psychological effects on women.

قتل جنین می‌تواند منجر به اثرات روانی جدی بر روی زنان شود.

many activists advocate against feticide practices.

بسیاری از فعالان با عملکردهای قتل جنین مخالفت می‌کنند.

feticide laws vary widely from one country to another.

قوانین قتل جنین به طور گسترده‌ای از یک کشور به کشور دیگر متفاوت است.

public opinion on feticide is often polarized.

نظر عمومی در مورد قتل جنین اغلب قطبی است.

feticide raises important questions about reproductive rights.

قتل جنین سوالات مهمی در مورد حقوق باروری مطرح می‌کند.

some medical professionals refuse to participate in feticide.

برخی از متخصصان پزشکی از شرکت در قتل جنین امتناع می‌کنند.

feticide is often discussed in the context of women's health.

قتل جنین اغلب در زمینه سلامت زنان مورد بحث قرار می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید