fettling

[ایالات متحده]/ˈfɛt.lɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɛt.lɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده مورد استفاده برای بستر کوره‌ها؛ تمیز کردن ریخته‌گری‌ها؛ تعمیر کف کوره‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

fettling process

فرآیند پرداخت

fettling work

کار پرداخت

fettling tools

ابزارهای پرداخت

fettling operation

عملیات پرداخت

fettling shop

کارگاه پرداخت

fettling techniques

تکنیک‌های پرداخت

fettling defects

ایرادات پرداخت

fettling standards

استانداردهای پرداخت

fettling machinery

ماشین‌آلات پرداخت

fettling materials

مواد پرداخت

جملات نمونه

fettling the metal parts is essential for precision engineering.

اصلاح قطعات فلزی برای مهندسی دقیق ضروری است.

after fettling, the sculpture looked much more refined.

پس از اصلاح، مجسمه بسیار ظریف تر به نظر می رسید.

the workers spent hours fettling the castings to ensure quality.

کارگران ساعت ها برای اطمینان از کیفیت، قطعات ریخته گری را اصلاح کردند.

fettling is a crucial step in the manufacturing process.

اصلاح یک مرحله حیاتی در فرآیند تولید است.

he enjoys fettling old machinery to restore it to working condition.

او از اصلاح ماشین آلات قدیمی برای بازگرداندن آنها به شرایط کار لذت می برد.

fettling can greatly improve the performance of the final product.

اصلاح می تواند به طور قابل توجهی عملکرد محصول نهایی را بهبود بخشد.

they used specialized tools for fettling the rough edges.

آنها از ابزارهای تخصصی برای اصلاح لبه های ناهموار استفاده کردند.

fettling requires a steady hand and good attention to detail.

اصلاح نیاز به دست ثابت و توجه خوب به جزئیات دارد.

proper fettling techniques can save time in the assembly process.

تکنیک های صحیح اصلاح می تواند در فرآیند مونتاژ در زمان صرفه جویی کند.

he learned the art of fettling from his grandfather.

او هنر اصلاح را از پدربزرگ خود آموخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید