fevered

[ایالات متحده]/'fiːvəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن دمای بدن بالا; به شدت هیجان‌زده یا مضطرب
v. داشتن دمای بدن بالا; به شدت هیجان‌زده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

fevered brow

پیشانی تب‌دار

fevered delirium

گمگشتگی تب‌دار

fevered state

حالت تب‌دار

جملات نمونه

my fevered adolescent imagination.

خيال نوجوانی داغ من.

fevered state of mind

حالت تب‌آلود ذهن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید