fiat

[ایالات متحده]/ˈfiːæt/
[بریتانیا]/ˈfiːæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستور رسمی، یک فرمان؛ اجازه؛ صلاحیت
vt. مجاز کردن، صادر کردن
Word Forms
جمعfiats

عبارات و ترکیب‌ها

fiat currency

پول فیات

fiat money

پول فیات

جملات نمونه

, fiant, fiat, ft.

, fiant, fiat, ft.

fiat of the court

فیات دادگاه

fiat of the legislature

فیات مجلس قانون‌گذاری

fiat of the king

فیات پادشاه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید