fiche

[ایالات متحده]/fiːʃ/
[بریتانیا]/fiːʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میکروفیلم یا میکروفیش که برای ذخیره اطلاعات استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

data fiche

اطلاعات

fiche technique

اطلاعات فنی

fiche produit

اطلاعات محصول

fiche d'évaluation

گزارش ارزیابی

fiche de suivi

گزارش پیگیری

fiche signalétique

اطلاعات شناسایی

fiche de paie

فیش حقوقی

fiche de renseignements

اطلاعات

fiche d'instruction

راهنما

fiche d'adhésion

فرم عضویت

جملات نمونه

she filled out the fiche for the new project.

او فرم جدید پروژه را تکمیل کرد.

the fiche contains all the necessary information.

این فرم حاوی تمام اطلاعات لازم است.

can you send me the fiche for the meeting?

می‌توانید فرم مربوط به جلسه را برای من ارسال کنید؟

each student must submit a fiche at the beginning of the semester.

هر دانشجو باید فرم را در ابتدای ترم تحویل دهد.

make sure to update the fiche regularly.

مطمئن شوید که فرم را به طور منظم به روز می کنید.

the fiche provides a summary of the research findings.

این فرم خلاصه ای از یافته های تحقیقاتی ارائه می دهد.

he reviewed the fiche before the presentation.

او فرم را قبل از ارائه بررسی کرد.

they created a fiche for each product in the catalog.

آنها برای هر محصول در کاتالوگ یک فرم ایجاد کردند.

the fiche is essential for tracking progress.

این فرم برای پیگیری پیشرفت ضروری است.

we need to standardize the fiche format across departments.

ما باید قالب فرم را در سراسر بخش ها استاندارد کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید