fidgeted nervously
به اضطراب دست و پا جابجا کرد
fidgeted in class
در کلاس دست و پا جابجا کرد
fidgeted with hands
با دستها دست و پا جابجا کرد
fidgeted during meeting
در طول جلسه دست و پا جابجا کرد
fidgeted on stage
روی صحنه دست و پا جابجا کرد
fidgeted while waiting
در حالی که منتظر بودند دست و پا جابجا کرد
fidgeted with pen
با قلم دست و پا جابجا کرد
fidgeted with feet
با پاها دست و پا جابجا کرد
fidgeted in chair
روی صندلی دست و پا جابجا کرد
fidgeted before speech
قبل از سخنرانی دست و پا جابجا کرد
he fidgeted nervously during the interview.
او در طول مصاحبه به طرز عصبی دست و پا چلفتی میکرد.
the child fidgeted in his seat while waiting for the movie to start.
در حالی که منتظر شروع فیلم بود، کودک در صندلیاش دست و پا چلفتی میکرد.
she fidgeted with her pen as she listened to the lecture.
در حالی که به سخنرانی گوش میداد، او با قلم خود دست و پا چلفتی میکرد.
he couldn't help but fidget during the long meeting.
او در طول جلسه طولانی نمیتوانست جلوی دست و پا چلفتی کردن خود را بگیرد.
as the clock ticked, she fidgeted with anxiety.
همانطور که ساعت تیک میزد، او با اضطراب دست و پا چلفتی میکرد.
the dog fidgeted in excitement when it saw its owner.
وقتی صاحب خود را دید، سگ از هیجان دست و پا چلفتی میکرد.
he fidgeted with his tie before stepping onto the stage.
قبل از قدم گذاشتن روی صحنه، او با کراوات خود دست و پا چلفتی میکرد.
she fidgeted with her hair while waiting for the phone call.
در حالی که منتظر تماس تلفنی بود، او با موهایش دست و پا چلفتی میکرد.
during the exam, he fidgeted and lost focus.
در طول امتحان، او دست و پا چلفتی کرد و تمرکز خود را از دست داد.
the audience fidgeted in their seats as the show was delayed.
همانطور که نمایش به تعویق افتاد، تماشاگران در صندلیهای خود دست و پا چلفتی میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید