he is a fiel amigo who always supports me through difficult times.
او یک دوست وفادار است که همیشه در زمانهای سخت از من حمایت میکند.
the fiel esposa stayed by her husband's side during his illness.
همسر وفادار در طول بیماری اش در کنار شوهرش ماند.
every fiel companion deserves loyalty and respect in return.
هر همراه وفادار شایسته وفاداری و احترام در ازای آن است.
our fiel dog waits faithfully at the door every evening.
سگ وفادار ما هر شب با وفاداری در مقابل در منتظر میماند.
she proved to be a fiel supporter of our cause throughout the years.
او در طول سالها ثابت کرد که یک حامی وفادار ما در این مسیر است.
the fiel ally stood with us when we needed help the most.
همپیمان وفادار در زمانی که بیشترین نیاز به کمک داشتیم در کنار ما ایستاد.
a fiel employee is a valuable asset to any company.
یک کارمند وفادار یک دارایی ارزشمند برای هر شرکتی است.
the fiel ciudadano voted in every election for forty years.
شهروند وفادار در طول چهل سال در هر انتخابات رای داده است.
our fiel reader has followed our publication since it began.
خواننده وفادار ما از زمان شروع انتشار ما، ما را دنبال کرده است.
he remained a fiel husband despite all the challenges.
او با وجود تمام چالشها، یک شوهر وفادار باقی ماند.
the fiel team member never missed a deadline in five years.
عضو وفادار تیم در طول پنج سال هیچ وقت مهلتی را از دست نداد.
she showed fiel dedication to her profession for decades.
او برای دههها تعهد وفادارانهای به شغل خود نشان داد.
he is a fiel amigo who always supports me through difficult times.
او یک دوست وفادار است که همیشه در زمانهای سخت از من حمایت میکند.
the fiel esposa stayed by her husband's side during his illness.
همسر وفادار در طول بیماری اش در کنار شوهرش ماند.
every fiel companion deserves loyalty and respect in return.
هر همراه وفادار شایسته وفاداری و احترام در ازای آن است.
our fiel dog waits faithfully at the door every evening.
سگ وفادار ما هر شب با وفاداری در مقابل در منتظر میماند.
she proved to be a fiel supporter of our cause throughout the years.
او در طول سالها ثابت کرد که یک حامی وفادار ما در این مسیر است.
the fiel ally stood with us when we needed help the most.
همپیمان وفادار در زمانی که بیشترین نیاز به کمک داشتیم در کنار ما ایستاد.
a fiel employee is a valuable asset to any company.
یک کارمند وفادار یک دارایی ارزشمند برای هر شرکتی است.
the fiel ciudadano voted in every election for forty years.
شهروند وفادار در طول چهل سال در هر انتخابات رای داده است.
our fiel reader has followed our publication since it began.
خواننده وفادار ما از زمان شروع انتشار ما، ما را دنبال کرده است.
he remained a fiel husband despite all the challenges.
او با وجود تمام چالشها، یک شوهر وفادار باقی ماند.
the fiel team member never missed a deadline in five years.
عضو وفادار تیم در طول پنج سال هیچ وقت مهلتی را از دست نداد.
she showed fiel dedication to her profession for decades.
او برای دههها تعهد وفادارانهای به شغل خود نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید