figments

[ایالات متحده]/ˈfɪɡmənts/
[بریتانیا]/ˈfɪɡmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که تصور شده یا اختراع شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

figments of imagination

گویه‌های تصور

figments of reality

گویه‌های واقعیت

figments of dreams

گویه‌های رویا

figments of thought

گویه‌های فکر

figments of fantasy

گویه‌های خیال‌پردازی

figments of fear

گویه‌های ترس

figments of memory

گویه‌های خاطره

figments of art

گویه‌های هنر

figments of perception

گویه‌های ادراک

figments of history

گویه‌های تاریخ

جملات نمونه

his fears were just figments of his imagination.

ترس‌های او صرفاً توهماتی از ذهن او بودند.

she realized that the monsters were merely figments.

او متوجه شد که هیولاها صرفاً توهماتی بودند.

those memories felt real, but they were just figments.

آن خاطرات واقعی به نظر می‌رسیدند، اما صرفاً توهماتی بودند.

his elaborate stories were often just figments of creativity.

داستان‌های پیچیده او اغلب صرفاً توهماتی از خلاقیت بودند.

don't let your figments control your reality.

اجازه ندهید توهمات شما واقعیت شما را کنترل کنند.

the artist's vision was filled with figments of fantasy.

چشم‌انداز هنرمند با توهمات فانتزی پر شده بود.

her doubts were figments that she needed to overcome.

شک‌های او توهماتی بودند که او باید بر آنها غلبه می‌کرد.

he often confused reality with figments of his dreams.

او اغلب واقعیت را با توهمات رویاهایش اشتباه می‌گرفت.

those ideas were just figments of a vivid imagination.

آن ایده‌ها صرفاً توهماتی از یک تخیل زنده بودند.

they were trapped in a world of their own figments.

آنها در دنیایی از توهمات خود گرفتار شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید