finagling

[ایالات متحده]/fɪˈneɪɡlɪŋ/
[بریتانیا]/fəˈneɪɡlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فریب دادن یا گول زدن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

finagling a deal

دستکاری یک معامله

finagling some cash

دستکاری برای گرفتن پول

finagling the system

دستکاری سیستم

finagling a favor

گرفتن منت با دستکاری

finagling an invitation

دستکاری برای گرفتن دعوت‌نامه

finagling the rules

دستکاری قوانین

finagling a ticket

دستکاری برای گرفتن بلیط

finagling a promotion

دستکاری برای ارتقا

finagling a meeting

دستکاری برای گرفتن وقت ملاقات

finagling a response

دستکاری برای گرفتن پاسخ

جملات نمونه

he was finagling his way into the exclusive party.

او داشت سعی می‌کرد به زور وارد مهمانی انحصاری شود.

she spent hours finagling the details of the project.

او ساعت‌ها وقت صرف دستکاری جزئیات پروژه کرد.

finagling a better deal is part of the negotiation process.

دستکاری برای رسیدن به یک معامله بهتر بخشی از فرآیند مذاکره است.

they were finagling to get extra tickets for the concert.

آنها سعی می‌کردند بلیط‌های اضافی برای کنسرت به دست آورند.

finagling the rules can lead to unexpected consequences.

دستکاری قوانین می‌تواند منجر به عواقب غیرمنتظره شود.

he has a talent for finagling his way out of trouble.

او استعداد فرار از مشکلات را دارد.

she was finagling for a promotion at work.

او برای ارتقا در محل کار تلاش می‌کرد.

finagling the budget was necessary for the project’s success.

دستکاری بودجه برای موفقیت پروژه ضروری بود.

he enjoys finagling his way into exclusive clubs.

او از نفوذ به کلوب‌های انحصاری لذت می‌برد.

finagling a refund can be a complicated process.

درخواست بازپرداخت می‌تواند یک فرآیند پیچیده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید