finalizes

[ایالات متحده]/[ˈfaɪnəˌlaɪz]/
[بریتانیا]/[ˈfaɪnəˌlaɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (transitive) به پایان رساندن؛ نتیجه گیری کردن؛ به حالت تکمیل درآوردن؛ تکمیل کردن؛ قطعی یا محکم کردن
v. (intransitive) به پایان رسیدن

عبارات و ترکیب‌ها

finalizes the deal

توافق را نهایی می‌کند

finalized agreement

توافق نهایی شده

finalizes the plan

طرح را نهایی می‌کند

finalized report

گزارش نهایی شده

finalizes the process

فرآیند را نهایی می‌کند

finalized version

نسخه نهایی شده

finalizes everything

همه چیز را نهایی می‌کند

جملات نمونه

the committee finalizes the budget proposal next week.

کمیته هفته آینده پیشنهاد بودجه را نهایی می‌کند.

our team finalizes the project plan by friday.

تیم ما طرح پروژه را تا روز جمعه نهایی می‌کند.

the lawyer finalizes the contract terms with the client.

وکیل شرایط قرارداد را با مشتری نهایی می‌کند.

she finalizes her travel itinerary this evening.

او برنامه سفر خود را امشب نهایی می‌کند.

the company finalizes the merger agreement tomorrow.

شرکت فردا توافق ادغام را نهایی می‌کند.

he finalizes the details of the presentation.

او جزئیات ارائه را نهایی می‌کند.

the government finalizes the new legislation.

دولت قانونگذاری جدید را نهایی می‌کند.

the editor finalizes the manuscript for publication.

ویراستار دست‌نویس را برای انتشار نهایی می‌کند.

the chef finalizes the menu for the evening.

سرآشپز منوی شام را نهایی می‌کند.

the university finalizes its admissions policy.

دانشگاه سیاست پذیرش خود را نهایی می‌کند.

the director finalizes the film's editing.

کارگردان ویرایش فیلم را نهایی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید