fingerboards

[ایالات متحده]/'fɪŋgəbɔːd/
[بریتانیا]/ˈfɪŋɡɚˌbɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیبورد (از پیانو یا ارگ) ؛ فینگربورد (از ویولن)

عبارات و ترکیب‌ها

guitar fingerboard

برد انگشت گیتار

violin fingerboard

برد انگشت ویولن

جملات نمونه

The fingerboard has abalone microdot fret markers and 20 medium-jumbo frets.

برد انگشتی دارای نشانگرهای فرت دات ریز آبنوس و 20 فرت متوسط بزرگ است.

Ebony fingerboard, rosewood endpin, blackened tailpiece.

برد انگشت سیاه، پین رز وود، قطعه دم سیاه.

He practiced playing the guitar on the fingerboard.

او تمرین می‌کرد گیتار را روی برد انگشتی بنوازد.

The violinist slid his fingers smoothly on the fingerboard.

ویولن زن انگشتان خود را به طور روان روی برد انگشتی می‌لغزاند.

The frets on the fingerboard help players find the right notes.

فرت‌های روی برد انگشتی به نوازندگان کمک می‌کند نت‌های درست را پیدا کنند.

She marked the spots on the fingerboard with stickers.

او نقاط روی برد انگشتی را با برچسب‌ها علامت‌گذاری کرد.

The bassist's fingers danced across the fingerboard with ease.

انگشتان بیس‌نواز به راحتی روی برد انگشتی می‌رقصیدند.

He adjusted the string height on the fingerboard for better playability.

او ارتفاع سیم را روی برد انگشتی برای قابلیت نواختن بهتر تنظیم کرد.

The fingerboard of the guitar was made of high-quality rosewood.

برد انگشتی گیتار از چوب سرخ با کیفیت بالا ساخته شده بود.

She learned to play scales on the fingerboard before tackling full songs.

او قبل از نواختن قطعات کامل، یاد گرفت روی برد انگشتی گام‌ها را بنوازد.

The musician's calloused fingers pressed firmly on the fingerboard.

انگشتان پینه بسته نوازنده به طور محکم روی برد انگشتی فشار می‌آوردند.

The luthier carefully polished the fingerboard to a smooth finish.

صانع ساز با دقت برد انگشتی را تا سطح صافی پرداخت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید