fingered it
آن را لمس کرد
fingered out
تشخیص داد
fingered through
در میان آن جستجو کرد
fingered up
بالا دست زد
fingered along
در طول آن لمس کرد
fingered back
عقب دست زد
fingered out loud
بلند صدا دست زد
fingered down
پایین دست زد
fingered away
دور دست زد
fingered around
اطراف آن دست زد
she fingered the delicate fabric of the dress.
او پارچه نازک لباس را لمس کرد.
he fingered through the pages of the book.
او بین صفحات کتاب لمس کرد.
they fingered the keys as they searched for the right one.
آنها در حالی که دنبال کلید درست میگشتند، آنها را لمس کردند.
she fingered the necklace, admiring its beauty.
او گردنبند را لمس کرد و به زیبایی آن نگاه کرد.
he fingered the guitar strings skillfully.
او به طرز ماهرانه سیمهای گیتار را لمس کرد.
she fingered the map to find their location.
او نقشه را لمس کرد تا مکان آنها را پیدا کند.
he fingered the coins in his pocket.
او سکهها را در جیب خود لمس کرد.
she fingered the petals of the flower gently.
او به آرامی گلبرگهای گل را لمس کرد.
he fingered the buttons on the remote control.
او دکمههای روی کنترل را لمس کرد.
she fingered the letters, trying to read them.
او نامهها را لمس کرد و سعی کرد آنها را بخواند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید