fingerpick

[ایالات متحده]/[ˈfɪŋɡəˌpɪk]/
[بریتانیا]/[ˈfɪŋɡərˌpɪk]/

ترجمه

v. با استفاده از انگشتان دست به جای استفاده از یک چاقوی موسیقی، رشته‌های یک آلت موسیقی رشته‌ای مانند گیتار را دراز کردن.
v. (نامتعین) با استفاده از تکنیک دراز کردن انگشتان، یک آلت موسیقی رشته‌ای را اجرا کردن.
n. تکنیک اجرای یک آلت موسیقی رشته‌ای با دراز کردن رشته‌ها با انگشتان.

عبارات و ترکیب‌ها

fingerpick a tune

آهنگی را با انگشت انتخاب کن

fingerpicking style

سبک انتخاب با انگشت

fingerpicked guitar

گیتار انتخاب شده با انگشت

i fingerpick

من با انگشت انتخاب می‌کنم

he fingerpicks

او با انگشت انتخاب می‌کند

fingerpicking lessons

درس‌های انتخاب با انگشت

fingerpicked notes

نواهای انتخاب شده با انگشت

fingerpicking patterns

الگوهای انتخاب با انگشت

she fingerpicked

او با انگشت انتخاب کرد

they fingerpick

آن‌ها با انگشت انتخاب می‌کنند

جملات نمونه

she fingerpicked a gentle melody on her acoustic guitar.

او با انگشت‌های خود یک ملودی مهیب روی گیتار آکوستیک خود اجرا کرد.

he loves to fingerpick intricate patterns on his banjo.

او دوست دارد روی بانجوی خود الگوهای پیچیده‌ای را با انگشت‌های خود اجرا کند.

the guitarist effortlessly fingerpicked a complex chord progression.

گیتاریست با آسانی یک پیشرفت پیچیده‌ی کورد را با انگشت‌های خود اجرا کرد.

i enjoy listening to him fingerpick blues on his resonator guitar.

من لذت می‌برم که او را در حال اجرا کردن بلوز روی گیتار رزوناتور خود با انگشت‌هایش بشنوا.

her style involves a unique approach to fingerpicking the ukulele.

سبک او شامل رویکردی منحصر به فرد در اجرا کردن یوکلله با انگشت‌هاست.

he began to fingerpick a soft, calming tune for the audience.

او شروع کرد به اجرا کردن یک ملودی مهیب و آرام‌بخش برای جمع حاضر با انگشت‌های خود.

the workshop taught students how to fingerpick a travis picking pattern.

کارگاه به دانش‌آموزان یاد داد چگونه یک الگوی travis picking را با انگشت‌های خود اجرا کنند.

the song showcased his impressive ability to fingerpick quickly.

این آهنگ توانایی بسیار خوب او را در اجرا کردن با انگشت‌ها به سرعت نشان داد.

she fingerpicked the intro to the song with a delicate touch.

او با لمسی نرم و ظریف مقدمه‌ی آهنگ را با انگشت‌های خود اجرا کرد.

he fingerpicked a lively jig on his steel-string guitar.

او یک جیگ زنده را روی گیتار فولادی خود با انگشت‌های خود اجرا کرد.

the musician demonstrated various techniques for fingerpicking a six-string.

موسیقی‌دان فن‌های مختلف اجرا کردن یک گیتار شش‌تاری با انگشت‌ها را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید