fingerpick a tune
آهنگی را با انگشت انتخاب کن
fingerpicking style
سبک انتخاب با انگشت
fingerpicked guitar
گیتار انتخاب شده با انگشت
i fingerpick
من با انگشت انتخاب میکنم
he fingerpicks
او با انگشت انتخاب میکند
fingerpicking lessons
درسهای انتخاب با انگشت
fingerpicked notes
نواهای انتخاب شده با انگشت
fingerpicking patterns
الگوهای انتخاب با انگشت
she fingerpicked
او با انگشت انتخاب کرد
they fingerpick
آنها با انگشت انتخاب میکنند
she fingerpicked a gentle melody on her acoustic guitar.
او با انگشتهای خود یک ملودی مهیب روی گیتار آکوستیک خود اجرا کرد.
he loves to fingerpick intricate patterns on his banjo.
او دوست دارد روی بانجوی خود الگوهای پیچیدهای را با انگشتهای خود اجرا کند.
the guitarist effortlessly fingerpicked a complex chord progression.
گیتاریست با آسانی یک پیشرفت پیچیدهی کورد را با انگشتهای خود اجرا کرد.
i enjoy listening to him fingerpick blues on his resonator guitar.
من لذت میبرم که او را در حال اجرا کردن بلوز روی گیتار رزوناتور خود با انگشتهایش بشنوا.
her style involves a unique approach to fingerpicking the ukulele.
سبک او شامل رویکردی منحصر به فرد در اجرا کردن یوکلله با انگشتهاست.
he began to fingerpick a soft, calming tune for the audience.
او شروع کرد به اجرا کردن یک ملودی مهیب و آرامبخش برای جمع حاضر با انگشتهای خود.
the workshop taught students how to fingerpick a travis picking pattern.
کارگاه به دانشآموزان یاد داد چگونه یک الگوی travis picking را با انگشتهای خود اجرا کنند.
the song showcased his impressive ability to fingerpick quickly.
این آهنگ توانایی بسیار خوب او را در اجرا کردن با انگشتها به سرعت نشان داد.
she fingerpicked the intro to the song with a delicate touch.
او با لمسی نرم و ظریف مقدمهی آهنگ را با انگشتهای خود اجرا کرد.
he fingerpicked a lively jig on his steel-string guitar.
او یک جیگ زنده را روی گیتار فولادی خود با انگشتهای خود اجرا کرد.
the musician demonstrated various techniques for fingerpicking a six-string.
موسیقیدان فنهای مختلف اجرا کردن یک گیتار ششتاری با انگشتها را نشان داد.
fingerpick a tune
آهنگی را با انگشت انتخاب کن
fingerpicking style
سبک انتخاب با انگشت
fingerpicked guitar
گیتار انتخاب شده با انگشت
i fingerpick
من با انگشت انتخاب میکنم
he fingerpicks
او با انگشت انتخاب میکند
fingerpicking lessons
درسهای انتخاب با انگشت
fingerpicked notes
نواهای انتخاب شده با انگشت
fingerpicking patterns
الگوهای انتخاب با انگشت
she fingerpicked
او با انگشت انتخاب کرد
they fingerpick
آنها با انگشت انتخاب میکنند
she fingerpicked a gentle melody on her acoustic guitar.
او با انگشتهای خود یک ملودی مهیب روی گیتار آکوستیک خود اجرا کرد.
he loves to fingerpick intricate patterns on his banjo.
او دوست دارد روی بانجوی خود الگوهای پیچیدهای را با انگشتهای خود اجرا کند.
the guitarist effortlessly fingerpicked a complex chord progression.
گیتاریست با آسانی یک پیشرفت پیچیدهی کورد را با انگشتهای خود اجرا کرد.
i enjoy listening to him fingerpick blues on his resonator guitar.
من لذت میبرم که او را در حال اجرا کردن بلوز روی گیتار رزوناتور خود با انگشتهایش بشنوا.
her style involves a unique approach to fingerpicking the ukulele.
سبک او شامل رویکردی منحصر به فرد در اجرا کردن یوکلله با انگشتهاست.
he began to fingerpick a soft, calming tune for the audience.
او شروع کرد به اجرا کردن یک ملودی مهیب و آرامبخش برای جمع حاضر با انگشتهای خود.
the workshop taught students how to fingerpick a travis picking pattern.
کارگاه به دانشآموزان یاد داد چگونه یک الگوی travis picking را با انگشتهای خود اجرا کنند.
the song showcased his impressive ability to fingerpick quickly.
این آهنگ توانایی بسیار خوب او را در اجرا کردن با انگشتها به سرعت نشان داد.
she fingerpicked the intro to the song with a delicate touch.
او با لمسی نرم و ظریف مقدمهی آهنگ را با انگشتهای خود اجرا کرد.
he fingerpicked a lively jig on his steel-string guitar.
او یک جیگ زنده را روی گیتار فولادی خود با انگشتهای خود اجرا کرد.
the musician demonstrated various techniques for fingerpicking a six-string.
موسیقیدان فنهای مختلف اجرا کردن یک گیتار ششتاری با انگشتها را نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید