finn

[ایالات متحده]/fin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فنلاندی؛ سامی

عبارات و ترکیب‌ها

Adventurous Finn

ماجراجوی فین

Finn and Jake

فین و جک

Finn the Human

فین انسان

Finn's sword

شمشیر فین

جملات نمونه

Huckleberry Finn is a classic novel written by Mark Twain.

هاکل‌بری فین یک رمان کلاسیک نوشته شده توسط مارک تواین است.

Finnish cuisine is known for its use of fresh ingredients.

آشپزی فنلاندی به استفاده از مواد تازه معروف است.

The company hired a new intern named Finn.

شرکت یک کارآموز جدید به نام فین استخدام کرد.

The Finn brothers are famous musicians from New Zealand.

برادران فین نوازندگان مشهور اهل نیوزیلند هستند.

The detective followed the clues to track down Finn's whereabouts.

مامور پلیس سرنخ‌ها را دنبال کرد تا محل اختفای فین را پیدا کند.

Finn decided to pursue a career in photography.

فین تصمیم گرفت شغلی در زمینه عکاسی را دنبال کند.

The Finn family has been living in this neighborhood for generations.

خانواده فین نسل‌هاست که در این محله زندگی کرده‌اند.

Finn felt a sense of accomplishment after completing the marathon.

فین بعد از اتمام ماراتن احساس موفقیت کرد.

The children were excited to meet Finn the therapy dog.

کودکان از ملاقات با فین سگ درمان مشتاق بودند.

Finn's artwork was displayed in the gallery for the public to admire.

آثار هنری فین در گالری به نمایش گذاشته شد تا عموم مردم بتوانند از آن لذت ببرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید