intense firefights
گلوله باری شدید
avoid firefights
از گلوله باری خودداری کنید
during firefights
در حین گلوله باری
firefight ensued
گلوله باری رخ داد
brief firefights
گلوله باری مختصر
witnessed firefights
گلوله باری را تماشا کرد
multiple firefights
چندین گلوله باری
survived firefights
از گلوله باری بازماند
planning firefights
برای گلوله باری برنامه ریزی می کنند
urban firefights
گلوله باری شهری
the police responded quickly to the reports of intense firefights in the downtown area.
پلیس به سرعت به گزارشهای مربوط به تبادل آتشهای شدید در منطقه مرکز شهر پاسخ گفت.
news footage showed chaotic firefights between the two rival gangs.
کادرهای خبری نشان دادند که بین دو گروه رقیب تبادلهای آتشی کشیده و آشوبزایی رخ داده است.
the soldiers trained for hours in simulated firefights to prepare for deployment.
سربازان برای چندین ساعت در تمرینهای شبیهسازی شده تبادل آتشهای شدید تمرین کردند تا برای اعزام آماده شوند.
witnesses described harrowing firefights that lasted for several hours.
گواهان تبادلهای آتشی را که به مدت چند ساعت ادامه داشت، به عنوان تجربهای مرواریده توصیف کردند.
the security team neutralized the threat after a brief but intense firefight.
تیم امنیت پس از یک تبادل آتشی کوتاه اما شدید، خطر را خنثی کرد.
the investigation revealed a series of coordinated firefights across the city.
تحقيقات نشان داد که سریای از تبادلهای آتشی هماهنگ در سراسر شهر رخ داده است.
the tactical team planned their approach to avoid prolonged firefights.
تیم تاکتیکی راهکار خود را برنامهریزی کرد تا از تبادلهای آتشی طولانیمدت جلوگیری کند.
the aftermath of the firefights left the area devastated and dangerous.
پس از تبادلهای آتشی، منطقه به شدت آسیب دیده و خطرناک شد.
the officers exchanged fire during a series of intense firefights with the suspects.
کاراکترهای امنیتی در یک سری تبادلهای آتشی شدید با مشکوکان با یکدیگر آتشکشی کردند.
the report detailed the escalating firefights and the resulting casualties.
گزارش تبادلهای آتشی که به تدریج تشدید شدند و نتایج آن کشته شدگان را به طور جزئی توضیح داد.
the team used suppressive fire to break the enemy's momentum during the firefights.
تیم از آتشهای مهار کننده برای متوقف کردن حرکت دشمن در حین تبادلهای آتشی استفاده کرد.
intense firefights
گلوله باری شدید
avoid firefights
از گلوله باری خودداری کنید
during firefights
در حین گلوله باری
firefight ensued
گلوله باری رخ داد
brief firefights
گلوله باری مختصر
witnessed firefights
گلوله باری را تماشا کرد
multiple firefights
چندین گلوله باری
survived firefights
از گلوله باری بازماند
planning firefights
برای گلوله باری برنامه ریزی می کنند
urban firefights
گلوله باری شهری
the police responded quickly to the reports of intense firefights in the downtown area.
پلیس به سرعت به گزارشهای مربوط به تبادل آتشهای شدید در منطقه مرکز شهر پاسخ گفت.
news footage showed chaotic firefights between the two rival gangs.
کادرهای خبری نشان دادند که بین دو گروه رقیب تبادلهای آتشی کشیده و آشوبزایی رخ داده است.
the soldiers trained for hours in simulated firefights to prepare for deployment.
سربازان برای چندین ساعت در تمرینهای شبیهسازی شده تبادل آتشهای شدید تمرین کردند تا برای اعزام آماده شوند.
witnesses described harrowing firefights that lasted for several hours.
گواهان تبادلهای آتشی را که به مدت چند ساعت ادامه داشت، به عنوان تجربهای مرواریده توصیف کردند.
the security team neutralized the threat after a brief but intense firefight.
تیم امنیت پس از یک تبادل آتشی کوتاه اما شدید، خطر را خنثی کرد.
the investigation revealed a series of coordinated firefights across the city.
تحقيقات نشان داد که سریای از تبادلهای آتشی هماهنگ در سراسر شهر رخ داده است.
the tactical team planned their approach to avoid prolonged firefights.
تیم تاکتیکی راهکار خود را برنامهریزی کرد تا از تبادلهای آتشی طولانیمدت جلوگیری کند.
the aftermath of the firefights left the area devastated and dangerous.
پس از تبادلهای آتشی، منطقه به شدت آسیب دیده و خطرناک شد.
the officers exchanged fire during a series of intense firefights with the suspects.
کاراکترهای امنیتی در یک سری تبادلهای آتشی شدید با مشکوکان با یکدیگر آتشکشی کردند.
the report detailed the escalating firefights and the resulting casualties.
گزارش تبادلهای آتشی که به تدریج تشدید شدند و نتایج آن کشته شدگان را به طور جزئی توضیح داد.
the team used suppressive fire to break the enemy's momentum during the firefights.
تیم از آتشهای مهار کننده برای متوقف کردن حرکت دشمن در حین تبادلهای آتشی استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید