firepowers

[ایالات متحده]/ˈfaɪəˌpaʊəz/
[بریتانیا]/ˈfaɪrˌpaʊərz/

ترجمه

n. قابلیت نظامی برای ارائه آتش علیه یک هدف

عبارات و ترکیب‌ها

firepowers increase

افزایش قدرت

firepowers comparison

مقایسه قدرت‌ها

firepowers assessment

ارزیابی قدرت‌ها

firepowers display

نمایش قدرت‌ها

firepowers strategy

استراتژی قدرت‌ها

firepowers analysis

تجزیه و تحلیل قدرت‌ها

firepowers control

کنترل قدرت‌ها

firepowers upgrade

ارتقاء قدرت‌ها

firepowers demonstration

نمایش عملی قدرت‌ها

firepowers evaluation

ارزیابی قدرت‌ها

جملات نمونه

the military displayed their firepowers during the parade.

ارتش قدرت آتش خود را در رژه به نمایش گذاشت.

we need to assess our firepowers before the operation.

ما باید قدرت آتش خود را قبل از عملیات ارزیابی کنیم.

the firepowers of the new weapon system are impressive.

قدرت آتش سیستم جدید سلاح ها впечатляющий است.

he was confident in his team's firepowers.

او به قدرت آتش تیم خود اطمینان داشت.

firepowers can determine the outcome of a battle.

قدرت آتش می تواند نتیجه یک نبرد را تعیین کند.

the general emphasized the importance of firepowers in modern warfare.

ژنرال بر اهمیت قدرت آتش در جنگ مدرن تأکید کرد.

they conducted drills to improve their firepowers.

آنها برای بهبود قدرت آتش خود تمرین کردند.

the firepowers of the enemy were underestimated.

قدرت آتش دشمن دست کم گرفته شد.

allied forces coordinated their firepowers effectively.

نیروهای متحد به طور موثر قدرت آتش خود را هماهنگ کردند.

advanced technology enhances our firepowers significantly.

فناوری پیشرفته به طور قابل توجهی قدرت آتش ما را افزایش می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید