fishbone diagram
نمودار استخوان ماهی
fishbone analysis
تجزیه و تحلیل استخوان ماهی
fishbone structure
ساختار استخوان ماهی
fishbone model
مدل استخوان ماهی
fishbone chart
نمودار استخوان ماهی
fishbone method
روش استخوان ماهی
fishbone issue
مشکل استخوان ماهی
fishbone cause
علت استخوان ماهی
fishbone effect
اثر استخوان ماهی
fishbone solution
راه حل استخوان ماهی
be careful not to swallow a fishbone.
هنگام خوردن ماهی مراقب باشید استخوان ماهی را ببلعید.
the fishbone got stuck in my throat.
استخوان ماهی در گلویم گیر کرد.
she carefully removed the fishbone from her plate.
او با دقت استخوان ماهی را از بشقابش خارج کرد.
he found a fishbone in his soup.
او یک استخوان ماهی در سوپش پیدا کرد.
fishbone soup is a popular dish in many cultures.
سوپ استخوان ماهی یک غذای محبوب در بسیاری از فرهنگ ها است.
they used fishbone as fertilizer in the garden.
آنها از استخوان ماهی به عنوان کود در باغ استفاده کردند.
after dinner, we found a fishbone on the table.
بعد از شام، ما یک استخوان ماهی روی میز پیدا کردیم.
he has a fishbone collection from various species.
او مجموعه ای از استخوان های ماهی از گونه های مختلف دارد.
the fishbone structure is quite interesting.
ساختار استخوان ماهی بسیار جالب است.
she drew a fishbone diagram for her project.
او یک نمودار استخوان ماهی برای پروژه خود ترسیم کرد.
fishbone diagram
نمودار استخوان ماهی
fishbone analysis
تجزیه و تحلیل استخوان ماهی
fishbone structure
ساختار استخوان ماهی
fishbone model
مدل استخوان ماهی
fishbone chart
نمودار استخوان ماهی
fishbone method
روش استخوان ماهی
fishbone issue
مشکل استخوان ماهی
fishbone cause
علت استخوان ماهی
fishbone effect
اثر استخوان ماهی
fishbone solution
راه حل استخوان ماهی
be careful not to swallow a fishbone.
هنگام خوردن ماهی مراقب باشید استخوان ماهی را ببلعید.
the fishbone got stuck in my throat.
استخوان ماهی در گلویم گیر کرد.
she carefully removed the fishbone from her plate.
او با دقت استخوان ماهی را از بشقابش خارج کرد.
he found a fishbone in his soup.
او یک استخوان ماهی در سوپش پیدا کرد.
fishbone soup is a popular dish in many cultures.
سوپ استخوان ماهی یک غذای محبوب در بسیاری از فرهنگ ها است.
they used fishbone as fertilizer in the garden.
آنها از استخوان ماهی به عنوان کود در باغ استفاده کردند.
after dinner, we found a fishbone on the table.
بعد از شام، ما یک استخوان ماهی روی میز پیدا کردیم.
he has a fishbone collection from various species.
او مجموعه ای از استخوان های ماهی از گونه های مختلف دارد.
the fishbone structure is quite interesting.
ساختار استخوان ماهی بسیار جالب است.
she drew a fishbone diagram for her project.
او یک نمودار استخوان ماهی برای پروژه خود ترسیم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید