| جمع | fishhooks |
fishhook design
طراحی قلاب ماهیگیری
fishhook trap
تله قلاب ماهیگیری
fishhook shape
شکل قلاب ماهیگیری
fishhook lure
طعمه قلاب ماهیگیری
fishhook size
اندازه قلاب ماهیگیری
fishhook knot
گره قلاب ماهیگیری
fishhook point
نوک قلاب ماهیگیری
fishhook weight
وزن قلاب ماهیگیری
fishhook rig
چیدمان قلاب ماهیگیری
fishhook bait
طعمه قلاب ماهیگیری
he caught a big fish using a sharp fishhook.
او با استفاده از یک قلاب ماهی تیز، یک ماهی بزرگ صید کرد.
make sure to check your fishhook before you go fishing.
مطمئن شوید قبل از رفتن به ماهیگیری، قلاب ماهی خود را بررسی کنید.
the fishhook got stuck in the weeds.
قلاب ماهی در علف ها گیر کرد.
he learned how to tie a fishhook properly.
او یاد گرفت که چگونه به درستی یک قلاب ماهی را ببندد.
using the right fishhook can improve your chances of catching fish.
استفاده از قلاب ماهی مناسب می تواند شانس شما را برای صید ماهی افزایش دهد.
she carefully removed the fishhook from the fish's mouth.
او با دقت قلاب ماهی را از دهان ماهی خارج کرد.
the fishhook was too small for the type of fish we were targeting.
قلاب ماهی برای نوع ماهی که ما هدف داشتیم خیلی کوچک بود.
he bought a new tackle box with various sizes of fishhooks.
او یک جعبه وسایل ماهیگیری جدید با سایزهای مختلف قلاب ماهی خرید.
she felt a tug on her line and realized the fishhook was caught.
او یک کشش روی نخ خود احساس کرد و متوجه شد که قلاب ماهی گیر کرده است.
he always carries extra fishhooks in his fishing gear.
او همیشه قلاب های ماهی اضافی را در وسایل ماهیگیری خود حمل می کند.
fishhook design
طراحی قلاب ماهیگیری
fishhook trap
تله قلاب ماهیگیری
fishhook shape
شکل قلاب ماهیگیری
fishhook lure
طعمه قلاب ماهیگیری
fishhook size
اندازه قلاب ماهیگیری
fishhook knot
گره قلاب ماهیگیری
fishhook point
نوک قلاب ماهیگیری
fishhook weight
وزن قلاب ماهیگیری
fishhook rig
چیدمان قلاب ماهیگیری
fishhook bait
طعمه قلاب ماهیگیری
he caught a big fish using a sharp fishhook.
او با استفاده از یک قلاب ماهی تیز، یک ماهی بزرگ صید کرد.
make sure to check your fishhook before you go fishing.
مطمئن شوید قبل از رفتن به ماهیگیری، قلاب ماهی خود را بررسی کنید.
the fishhook got stuck in the weeds.
قلاب ماهی در علف ها گیر کرد.
he learned how to tie a fishhook properly.
او یاد گرفت که چگونه به درستی یک قلاب ماهی را ببندد.
using the right fishhook can improve your chances of catching fish.
استفاده از قلاب ماهی مناسب می تواند شانس شما را برای صید ماهی افزایش دهد.
she carefully removed the fishhook from the fish's mouth.
او با دقت قلاب ماهی را از دهان ماهی خارج کرد.
the fishhook was too small for the type of fish we were targeting.
قلاب ماهی برای نوع ماهی که ما هدف داشتیم خیلی کوچک بود.
he bought a new tackle box with various sizes of fishhooks.
او یک جعبه وسایل ماهیگیری جدید با سایزهای مختلف قلاب ماهی خرید.
she felt a tug on her line and realized the fishhook was caught.
او یک کشش روی نخ خود احساس کرد و متوجه شد که قلاب ماهی گیر کرده است.
he always carries extra fishhooks in his fishing gear.
او همیشه قلاب های ماهی اضافی را در وسایل ماهیگیری خود حمل می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید