fishhook

[ایالات متحده]/ˈfɪʃhʊk/
[بریتانیا]/ˈfɪʃhʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قلابی که برای صید ماهی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعfishhooks

عبارات و ترکیب‌ها

fishhook design

طراحی قلاب ماهیگیری

fishhook trap

تله قلاب ماهیگیری

fishhook shape

شکل قلاب ماهیگیری

fishhook lure

طعمه قلاب ماهیگیری

fishhook size

اندازه قلاب ماهیگیری

fishhook knot

گره قلاب ماهیگیری

fishhook point

نوک قلاب ماهیگیری

fishhook weight

وزن قلاب ماهیگیری

fishhook rig

چیدمان قلاب ماهیگیری

fishhook bait

طعمه قلاب ماهیگیری

جملات نمونه

he caught a big fish using a sharp fishhook.

او با استفاده از یک قلاب ماهی تیز، یک ماهی بزرگ صید کرد.

make sure to check your fishhook before you go fishing.

مطمئن شوید قبل از رفتن به ماهیگیری، قلاب ماهی خود را بررسی کنید.

the fishhook got stuck in the weeds.

قلاب ماهی در علف ها گیر کرد.

he learned how to tie a fishhook properly.

او یاد گرفت که چگونه به درستی یک قلاب ماهی را ببندد.

using the right fishhook can improve your chances of catching fish.

استفاده از قلاب ماهی مناسب می تواند شانس شما را برای صید ماهی افزایش دهد.

she carefully removed the fishhook from the fish's mouth.

او با دقت قلاب ماهی را از دهان ماهی خارج کرد.

the fishhook was too small for the type of fish we were targeting.

قلاب ماهی برای نوع ماهی که ما هدف داشتیم خیلی کوچک بود.

he bought a new tackle box with various sizes of fishhooks.

او یک جعبه وسایل ماهیگیری جدید با سایزهای مختلف قلاب ماهی خرید.

she felt a tug on her line and realized the fishhook was caught.

او یک کشش روی نخ خود احساس کرد و متوجه شد که قلاب ماهی گیر کرده است.

he always carries extra fishhooks in his fishing gear.

او همیشه قلاب های ماهی اضافی را در وسایل ماهیگیری خود حمل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید