smell fishy
بوی بد دادن
something fishy
مشکوک بودن
fishy behavior
رفتار مشکوک
fishy business
کلاهبرداری
fishy smell
بوی بد دادن
fishy story
داستان مشکوک
Something is fishy about the accident.
در مورد تصادف، مشکلی وجود دارد.
There's something fishy about it.
در مورد آن، مشکلی وجود دارد.
There was definitely something fishy going on.
قطعاً اتفاقی مشکوک در حال رخ دادن بود.
It all sounds very fishy to me.
به نظر من، همه چیز بسیار مشکوک است.
I'm convinced there is something fishy going on.
من مطمئن هستم که مشکلی در جریان است.
It's a fishy story that a tramp deposited quite a lot of money in the bank yesterday.
داستانی مشکوک است که یک ولگرد مقدار زیادی پول در بانک واریز کرده است.
smell fishy
بوی بد دادن
something fishy
مشکوک بودن
fishy behavior
رفتار مشکوک
fishy business
کلاهبرداری
fishy smell
بوی بد دادن
fishy story
داستان مشکوک
Something is fishy about the accident.
در مورد تصادف، مشکلی وجود دارد.
There's something fishy about it.
در مورد آن، مشکلی وجود دارد.
There was definitely something fishy going on.
قطعاً اتفاقی مشکوک در حال رخ دادن بود.
It all sounds very fishy to me.
به نظر من، همه چیز بسیار مشکوک است.
I'm convinced there is something fishy going on.
من مطمئن هستم که مشکلی در جریان است.
It's a fishy story that a tramp deposited quite a lot of money in the bank yesterday.
داستانی مشکوک است که یک ولگرد مقدار زیادی پول در بانک واریز کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید