fittest

[ایالات متحده]/ˈfɪtɪst/
[بریتانیا]/ˈfɪtɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مناسب‌ترین یا شایسته‌ترین

عبارات و ترکیب‌ها

fittest will survive

شایسته‌ترین‌ها زنده می‌مانند

fittest gets rewards

شایسته‌ترین‌ها پاداش می‌گیرند

fittest among peers

شایسته‌ترین در بین همسالان

fittest in competition

شایسته‌ترین در مسابقه

fittest to lead

شایسته‌ترین برای رهبری

fittest will thrive

شایسته‌ترین‌ها رشد خواهند کرد

fittest for success

شایسته‌ترین برای موفقیت

fittest in nature

شایسته‌ترین در طبیعت

جملات نمونه

only the fittest will survive in this harsh environment.

فقط قوی‌ترین‌ها در این محیط خشن زنده خواهند ماند.

the fittest candidates will be selected for the position.

شایسته‌ترین نامزدها برای این سمت انتخاب خواهند شد.

in nature, the fittest species adapt to changes.

در طبیعت، مناسب‌ترین گونه‌ها با تغییرات سازگار می‌شوند.

survival of the fittest is a key concept in evolution.

بقای مناسب‌ترین‌ها یک مفهوم کلیدی در تکامل است.

the fittest athletes compete for the championship title.

شایسته‌ترین ورزشکاران برای کسب عنوان قهرمانی رقابت می‌کنند.

only the fittest teams will make it to the finals.

فقط شایسته‌ترین تیم‌ها به مرحله نهایی راه پیدا می‌کنند.

the fittest organisms thrive in their ecosystems.

مناسب‌ترین موجودات در اکوسیستم خود رشد می‌کنند.

in a competitive market, the fittest companies succeed.

در یک بازار رقابتی، شرکت‌های شایسته موفق می‌شوند.

fitness is essential for becoming the fittest in any sport.

تناسب اندام برای تبدیل شدن به شایسته‌ترین فرد در هر ورزشی ضروری است.

the fittest individuals often lead the group.

شایسته‌ترین افراد اغلب گروه را رهبری می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید