five-leaf clover
گیاه ۵ برگ
finding five-leaf
یافتن ۵ برگ
five-leaf plant
گیاه ۵ برگ
five-leaf clover luck
خوش شانسی گیاه ۵ برگ
five-leaf design
طراحی ۵ برگ
five-leaf shape
شکل ۵ برگ
five-leaf pattern
الگوی ۵ برگ
five-leaf symbol
نماد ۵ برگ
five-leaf image
تصویر ۵ برگ
five-leaf beauty
زیبایی ۵ برگ
the child proudly showed us his five-leaf clover.
کودک با افتخار به ما نشان داد گیاه چهار برگی خود را.
she searched for a five-leaf clover for good luck.
او به دنبال یک گیاه چهار برگی برای خوش شانسی بود.
the field was full of four-leaf and five-leaf clovers.
میدان پر از گیاه چهار برگی و پنج برگی بود.
finding a five-leaf clover is considered a sign of fortune.
یافتن یک گیاه چهار برگی به عنوان نشانه ای از خوش شانسی در نظر گرفته می شود.
he collected five-leaf clovers in a small bag.
او گیاه چهار برگی را در یک کیسه کوچک جمع آوری کرد.
the gardener carefully tended the five-leaf clovers.
باغبان با دقت به گیاه چهار برگی دست داد.
she hoped to find a five-leaf clover on st. patrick's day.
او امید داشت که در روز میلاد پاتریک یک گیاه چهار برگی پیدا کند.
the rare five-leaf clover was a beautiful sight.
گیاه چهار برگی نادر یک منظره زیبایی بود.
he believed a five-leaf clover brought him luck.
او باور داشت که گیاه چهار برگی خوش شانسی او را به ارمغان می آورد.
the five-leaf clover stood out among the others.
گیاه چهار برگی از دیگری متمایز بود.
she pressed the five-leaf clover into a book.
او گیاه چهار برگی را در یک کتاب فشار داد.
five-leaf clover
گیاه ۵ برگ
finding five-leaf
یافتن ۵ برگ
five-leaf plant
گیاه ۵ برگ
five-leaf clover luck
خوش شانسی گیاه ۵ برگ
five-leaf design
طراحی ۵ برگ
five-leaf shape
شکل ۵ برگ
five-leaf pattern
الگوی ۵ برگ
five-leaf symbol
نماد ۵ برگ
five-leaf image
تصویر ۵ برگ
five-leaf beauty
زیبایی ۵ برگ
the child proudly showed us his five-leaf clover.
کودک با افتخار به ما نشان داد گیاه چهار برگی خود را.
she searched for a five-leaf clover for good luck.
او به دنبال یک گیاه چهار برگی برای خوش شانسی بود.
the field was full of four-leaf and five-leaf clovers.
میدان پر از گیاه چهار برگی و پنج برگی بود.
finding a five-leaf clover is considered a sign of fortune.
یافتن یک گیاه چهار برگی به عنوان نشانه ای از خوش شانسی در نظر گرفته می شود.
he collected five-leaf clovers in a small bag.
او گیاه چهار برگی را در یک کیسه کوچک جمع آوری کرد.
the gardener carefully tended the five-leaf clovers.
باغبان با دقت به گیاه چهار برگی دست داد.
she hoped to find a five-leaf clover on st. patrick's day.
او امید داشت که در روز میلاد پاتریک یک گیاه چهار برگی پیدا کند.
the rare five-leaf clover was a beautiful sight.
گیاه چهار برگی نادر یک منظره زیبایی بود.
he believed a five-leaf clover brought him luck.
او باور داشت که گیاه چهار برگی خوش شانسی او را به ارمغان می آورد.
the five-leaf clover stood out among the others.
گیاه چهار برگی از دیگری متمایز بود.
she pressed the five-leaf clover into a book.
او گیاه چهار برگی را در یک کتاب فشار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید