fixates

[ایالات متحده]/ˈfɪkseɪts/
[بریتانیا]/ˈfɪkseɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سمت چیزی نگاه کردن یا توجه خود را معطوف کردن؛ مشاهده یا تمرکز شدید؛ ثابت یا پایدار کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

fixates on

تمرکز می‌کند بر

fixates upon

تمرکز می‌کند بر

fixates itself

خود را متمرکز می‌کند

fixates deeply

به شدت متمرکز می‌شود

fixates entirely

به طور کامل متمرکز می‌شود

fixates solely

منحصراً متمرکز می‌شود

fixates strongly

به شدت متمرکز می‌شود

fixates obsessively

به صورت وسواسی متمرکز می‌شود

fixates narrowly

به صورت محدود متمرکز می‌شود

fixates completely

به طور کامل متمرکز می‌شود

جملات نمونه

she fixates on every detail of her work.

او بر روی هر جزئیات کار خود تمرکز می‌کند.

he fixates on his past mistakes.

او بر روی اشتباهات گذشته خود تمرکز می‌کند.

the child fixates on the bright colors of the toys.

کودک بر روی رنگ‌های روشن اسباب‌بازی‌ها تمرکز می‌کند.

she fixates on achieving perfection in her art.

او بر روی دستیابی به کمال در هنر خود تمرکز می‌کند.

he fixates on the idea of success.

او بر روی ایده موفقیت تمرکز می‌کند.

the dog fixates on the ball, eager to play.

سگ بر روی توپ تمرکز می‌کند، مشتاق به بازی.

she fixates on her fitness goals.

او بر روی اهداف تناسب اندام خود تمرکز می‌کند.

he fixates on the news every morning.

او هر روز صبح بر روی اخبار تمرکز می‌کند.

the student fixates on understanding the complex topic.

دانشجو بر روی درک موضوع پیچیده تمرکز می‌کند.

she fixates on her favorite tv show.

او بر روی برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود تمرکز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید