unfirm

[ایالات متحده]/ʌnˈfɜːm/
[بریتانیا]/ʌnˈfɜrm/

ترجمه

adj. غیر محکم; شل; ناپایدار; غیرقابل اعتماد

عبارات و ترکیب‌ها

unfirm ground

زمين ناپایدار

unfirm grip

گرفتن ناپایدار

unfirm decision

تصمیم ناپایدار

unfirm foundation

پایه‌ ناپایدار

unfirm support

حمایت ناپایدار

unfirm resolve

تصمیم قاطع ناپایدار

unfirm stance

موضع ناپایدار

unfirm surface

سطح ناپایدار

unfirm belief

باور ناپایدار

unfirm policy

سیاست ناپایدار

جملات نمونه

the ground was unfirm after the rain.

زمین پس از باران ناپایدار بود.

his unfirm stance on the issue caused confusion.

موضع ناپایدار او در این موضوع باعث سردرگمی شد.

the unfirm grip of the rope made it hard to climb.

گرفت ناپایدار طناب باعث شد بالا رفتن دشوار باشد.

she felt unfirm in her decision to move.

او در تصمیم خود برای نقل مکان احساس ناپایداری کرد.

the unfirm foundation led to the building's collapse.

پایه‌ی ناپایدار منجر به فروپاشی ساختمان شد.

his unfirm commitment to the project worried the team.

تعهد ناپایدار او به پروژه باعث نگرانی تیم شد.

the unfirm surface made it difficult to walk.

سطح ناپایدار راه رفتن را دشوار می کرد.

her unfirm belief in the theory raised questions.

باور ناپایدار او به این نظریه سوالاتی را مطرح کرد.

he was unfirm in his understanding of the topic.

او در درک موضوع ناپایدار بود.

the unfirm soil could not support heavy machinery.

خاک ناپایدار نمی توانست از ماشین آلات سنگین پشتیبانی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید