flambes

[ایالات متحده]/flæmˈbeɪ/
[بریتانیا]/flæmˈbeɪz/

ترجمه

adj. سوخته یا در آتش
n. غذایی که بر روی آتش پخته شده؛ غذایی که بعد از شعله ور شدن با برندى سرو می‌شود
v. ریختن برندى بر روی آن و شعله ور کردن

عبارات و ترکیب‌ها

flambes dessert

دسر فلامبه

flambes sauce

سس فلامبه

flambes steak

استیک فلامبه

flambes chicken

مرغ فلامبه

flambes fish

ماهی فلامبه

flambes recipe

دستورالعمل فلامبه

flambes technique

تکنیک فلامبه

flambes presentation

ارائه فلامبه

flambes effect

اثر فلامبه

flambes party

جشن فلامبه

جملات نمونه

she ordered the flambes for dessert.

او سفارش سوخاری‌ها را برای دسر داد.

the chef prepared flambes with great skill.

سرآشپز با مهارت فراوان سوخاری‌ها را آماده کرد.

flambes can add excitement to any meal.

سوخاری‌ها می‌توانند هیجان را به هر وعده‌ای اضافه کنند.

we watched the flambes being made at the table.

ما تماشاگر تهیه سوخاری‌ها کنار میز بودیم.

flambes are often a highlight of fine dining.

سوخاری‌ها اغلب یک نقطه برجسته در غذاخوری مجلل هستند.

he learned how to make flambes during culinary school.

او در طول تحصیل در مدرسه آشپزی یاد گرفت که چگونه سوخاری‌ها را تهیه کند.

flambes require careful handling of alcohol.

تهیه سوخاری‌ها نیاز به رسیدگی دقیق به الکل دارد.

she was impressed by the flambes presentation.

او تحت تاثیر نحوه ارائه سوخاری‌ها قرار گرفت.

flambes can be made with various ingredients.

می‌توان سوخاری‌ها را با مواد مختلف تهیه کرد.

he enjoys experimenting with flambes at home.

او از آزمایش با سوخاری‌ها در خانه لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید