flashiest car
پر زرق و برق ترین خودرو
flashiest dress
پر زرق و برق ترین لباس
flashiest suit
پر زرق و برق ترین کت و شلوار
being flashiest
در حال جلب توجه کردن
flashiest phone
پر زرق و برق ترین تلفن
flashiest style
پر زرق و برق ترین سبک
flashiest look
ظاهر پر زرق و برق
flashiest design
طراحی پر زرق و برق
flashiest performance
بهترین عملکرد
flashiest jewelry
پر زرق و برق ترین جواهرات
she wore the flashiest dress at the party.
او در مهمانی زیباترین لباس را پوشیده بود.
the city skyline boasts the flashiest new skyscrapers.
خط افق شهر با بلندترین آسمان خراش های جدید خود می درخشد.
he drove the flashiest car i've ever seen.
او با زیباترین اتومبیل که تا به حال دیده بودم رانندگی می کرد.
the show featured the flashiest costumes and sets.
نمایش شامل زیباترین لباس ها و صحنه ها بود.
the restaurant is known for its flashiest decor.
رستوران به خاطر دکوراسیون زیباش معروف است.
they wanted the flashiest wedding possible.
آنها می خواستند یک عروسی بسیار زیبا داشته باشند.
the team's uniforms were the flashiest in the league.
لباس های تیم زیباترین در لیگ بودند.
the advertisement used the flashiest colors to attract attention.
تبلیغ از رنگ های بسیار زیبا برای جلب توجه استفاده کرد.
he pulled out the flashiest phone to impress her.
او برای تحت تاثیر قرار دادن او، زیباترین تلفن را بیرون آورد.
the club was famous for its flashiest light show.
کلاب به خاطر زیباترین نمایش نورش معروف بود.
the designer created the flashiest collection of the season.
طراح زیباترین مجموعه فصل را طراحی کرد.
flashiest car
پر زرق و برق ترین خودرو
flashiest dress
پر زرق و برق ترین لباس
flashiest suit
پر زرق و برق ترین کت و شلوار
being flashiest
در حال جلب توجه کردن
flashiest phone
پر زرق و برق ترین تلفن
flashiest style
پر زرق و برق ترین سبک
flashiest look
ظاهر پر زرق و برق
flashiest design
طراحی پر زرق و برق
flashiest performance
بهترین عملکرد
flashiest jewelry
پر زرق و برق ترین جواهرات
she wore the flashiest dress at the party.
او در مهمانی زیباترین لباس را پوشیده بود.
the city skyline boasts the flashiest new skyscrapers.
خط افق شهر با بلندترین آسمان خراش های جدید خود می درخشد.
he drove the flashiest car i've ever seen.
او با زیباترین اتومبیل که تا به حال دیده بودم رانندگی می کرد.
the show featured the flashiest costumes and sets.
نمایش شامل زیباترین لباس ها و صحنه ها بود.
the restaurant is known for its flashiest decor.
رستوران به خاطر دکوراسیون زیباش معروف است.
they wanted the flashiest wedding possible.
آنها می خواستند یک عروسی بسیار زیبا داشته باشند.
the team's uniforms were the flashiest in the league.
لباس های تیم زیباترین در لیگ بودند.
the advertisement used the flashiest colors to attract attention.
تبلیغ از رنگ های بسیار زیبا برای جلب توجه استفاده کرد.
he pulled out the flashiest phone to impress her.
او برای تحت تاثیر قرار دادن او، زیباترین تلفن را بیرون آورد.
the club was famous for its flashiest light show.
کلاب به خاطر زیباترین نمایش نورش معروف بود.
the designer created the flashiest collection of the season.
طراح زیباترین مجموعه فصل را طراحی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید