flat-chested

[ایالات متحده]/[ˈflæt ˌtʃestɪd]/
[بریتانیا]/[ˈflæt ˌtʃestɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای قفسه سینه ای که نسبتاً صاف یا فاقد انحنا است؛ فاقد طراوت یا گردی در ناحیه قفسه سینه.

عبارات و ترکیب‌ها

flat-chested man

مردی با قفسه سینه صاف

being flat-chested

فاقد سینه برجسته بودن

she's flat-chested

او سینه صاف دارد

flat-chested figure

اندامی صاف

quite flat-chested

بسیار صاف سینه

very flat-chested

بسیار زیاد صاف سینه

seemed flat-chested

به نظر صاف سینه می‌رسید

flat-chested youth

جوان با قفسه سینه صاف

finds flat-chested

یافتن صاف سینه

appears flat-chested

ظاهر صاف سینه

جملات نمونه

he was self-conscious about being flat-chested in a group of athletes.

او در میان ورزشکاران در مورد سینه صاف خود احساس ناامنی می‌کرد.

despite being flat-chested, he excelled at swimming and long-distance running.

با وجود سینه صاف، او در شنا و دویدن طولانی مدت بسیار موفق بود.

the character's flat-chested appearance was a deliberate design choice for realism.

ظاهر سینه صاف شخصیت یک انتخاب طراحی عمدی برای واقع گرایی بود.

he felt a bit insecure about his flat-chested physique compared to his brothers.

او در مقایسه با брать‌هایش کمی در مورد اندام سینه صاف خود احساس ناامنی می‌کرد.

the actor underwent extensive training to portray a flat-chested character convincingly.

بازیگر برای به تصویر کشیدن یک شخصیت سینه صاف به طور قانع کننده، آموزش‌های گسترده‌ای گذراند.

he preferred loose-fitting shirts to hide his flat-chested frame.

او ترجیح می‌داد لباس‌های گشاد بپوشد تا اندام سینه صاف خود را پنهان کند.

the description noted the character's lean and flat-chested build.

توضیحات به اندام لاغر و سینه صاف شخصیت اشاره کرد.

he didn't let his flat-chested appearance affect his confidence or performance.

او اجازه نداد ظاهر سینه صاف بر اعتماد به نفس یا عملکردش تأثیر بگذارد.

the artist accurately depicted the model's flat-chested torso in the painting.

هنرمند به طور دقیق تنه سینه صاف مدل را در نقاشی به تصویر کشید.

he was a naturally flat-chested individual with a slender physique.

او فردی با سینه صاف و اندام باریک بود.

the character's flat-chested appearance contributed to his overall androgynous look.

ظاهر سینه صاف شخصیت به ظاهر عام‌الشأن او کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید