flathead

[ایالات متحده]/ˈflætˌhɛd/
[بریتانیا]/ˈflætˌhɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قبیله سرخپوستان فلتهد؛ سرخپوست آمریکایی؛ احمق، فرد ساده‌لوح

عبارات و ترکیب‌ها

flathead screwdriver

پیچ‌گشای تخت

flathead bolt

پیچ تخت

flathead fish

ماهی تخت‌سر

flathead screw

پیچ تخت

flathead engine

موتور تخت‌سر

flathead design

طراحی تخت‌سر

flathead profile

پروفایل تخت‌سر

flathead mount

نگهدارنده تخت‌سر

flathead type

نوع تخت‌سر

flathead model

مدل تخت‌سر

جملات نمونه

the flathead screwdriver is essential for many repairs.

پیچ‌گوشى تخت یک وسیله ضرورى برای انجام تعمیرات زیاد است.

he used a flathead to tighten the screws on the chair.

او از یک پیچ‌گوشى تخت برای محکم کردن پیچ‌هاى صندلى استفاده کرد.

flathead fish are known for their unique shape.

ماهى‌های تخت‌سر به دلیل شکل خاصشان شناخته شده‌اند.

make sure to grab a flathead when you start the project.

مطمئن شوید هنگام شروع پروژه یک پیچ‌گوشى تخت بردارید.

she prefers a flathead for assembling furniture.

او ترجیح می‌دهد از یک پیچ‌گوشى تخت برای مونتاژ مبلمان استفاده کند.

using a flathead can prevent damaging the screw head.

استفاده از پیچ‌گوشى تخت می‌تواند از آسیب رساندن به سر پیچ جلوگیری کند.

he has a collection of flathead tools in his garage.

او مجموعه‌ای از ابزارهای پیچ‌گوشى تخت در گاراژش دارد.

flathead screws are commonly used in electronics.

پیچ‌های تخت معمولاً در وسایل الکترونیک استفاده می‌شوند.

she demonstrated how to use a flathead properly.

او نحوه استفاده صحیح از یک پیچ‌گوشى تخت را نشان داد.

the flathead design allows for better torque application.

طراحی پیچ‌گوشى تخت به اعمال گشتاور بهتر اجازه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید