he fleered
او با تمسخر پوزخند زد
she fleered
او با تمسخر پوزخند زد
they fleered
آنها با تمسخر پوزخند زدند
fleered at
با تمسخر به ... پوزخند زد
fleered back
در جواب با تمسخر پوزخند زد
fleered wickedly
با شرارت پوزخند زد
fleered with glee
با خوشحالی پوزخند زد
fleered in disdain
با تحقیر پوزخند زد
fleered mockingly
با مسخره کردن پوزخند زد
fleered scornfully
با تحکم پوزخند زد
he fleered at the joke, finding it amusing.
او با تمسخر به شوخی خندید و آن را خنده دار یافت.
she fleered at her opponent during the debate.
او در طول بحث با تمسخر به حریف خود نگاه کرد.
the crowd fleered at the politician's empty promises.
مخاطبان با تمسخر به وعدههای پوچ سیاستمدار نگاه کردند.
as he fleered, his friends joined in the laughter.
همانطور که او با تمسخر خندید، دوستانش به خنده پیوستند.
the villain fleered at the hero's attempts to stop him.
قهرمان با تمسخر به تلاش های قهرمان برای متوقف کردن او نگاه کرد.
she couldn't help but fleer at the ridiculous situation.
او نتوانست جلوی خنده به موقعیت مضحک را بگیرد.
he fleered in disbelief at the outrageous claim.
او با ناباوری با تمسخر به ادعای جسورانه نگاه کرد.
the teacher fleered when the student made a silly mistake.
وقتی دانش آموز اشتباه احمقانه ای مرتکب شد، معلم با تمسخر خندید.
they fleered at the idea of taking the long route.
آنها با تمسخر به این ایده نگاه کردند که مسیر طولانی را انتخاب کنند.
he fleered, knowing his plan was foolproof.
او با تمسخر خندید، زیرا می دانست که نقشه او ضد ضربه است.
he fleered
او با تمسخر پوزخند زد
she fleered
او با تمسخر پوزخند زد
they fleered
آنها با تمسخر پوزخند زدند
fleered at
با تمسخر به ... پوزخند زد
fleered back
در جواب با تمسخر پوزخند زد
fleered wickedly
با شرارت پوزخند زد
fleered with glee
با خوشحالی پوزخند زد
fleered in disdain
با تحقیر پوزخند زد
fleered mockingly
با مسخره کردن پوزخند زد
fleered scornfully
با تحکم پوزخند زد
he fleered at the joke, finding it amusing.
او با تمسخر به شوخی خندید و آن را خنده دار یافت.
she fleered at her opponent during the debate.
او در طول بحث با تمسخر به حریف خود نگاه کرد.
the crowd fleered at the politician's empty promises.
مخاطبان با تمسخر به وعدههای پوچ سیاستمدار نگاه کردند.
as he fleered, his friends joined in the laughter.
همانطور که او با تمسخر خندید، دوستانش به خنده پیوستند.
the villain fleered at the hero's attempts to stop him.
قهرمان با تمسخر به تلاش های قهرمان برای متوقف کردن او نگاه کرد.
she couldn't help but fleer at the ridiculous situation.
او نتوانست جلوی خنده به موقعیت مضحک را بگیرد.
he fleered in disbelief at the outrageous claim.
او با ناباوری با تمسخر به ادعای جسورانه نگاه کرد.
the teacher fleered when the student made a silly mistake.
وقتی دانش آموز اشتباه احمقانه ای مرتکب شد، معلم با تمسخر خندید.
they fleered at the idea of taking the long route.
آنها با تمسخر به این ایده نگاه کردند که مسیر طولانی را انتخاب کنند.
he fleered, knowing his plan was foolproof.
او با تمسخر خندید، زیرا می دانست که نقشه او ضد ضربه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید