flits by
چپاندن
flits around
چپاندن اطراف
flits off
چپاندن از
flits in
چپاندن داخل
flits past
چپاندن گذشته
flits away
چپاندن دور
flits about
چپاندن در مورد
flits through
چپاندن از طریق
flits over
چپاندن بر روی
flits down
چپاندن پایین
the butterfly flits from flower to flower.
پروانه از گل به گل پرواز میکند.
she flits around the room, tidying up.
او در حال مرتب کردن وسایل، در اتاقچه به این سو و آن سو میرود.
the hummingbird flits in and out of sight.
کلاغمقدری به سرعت در دید و خارج از دید پدیدار میشود.
he flits through the pages of the book.
او به سرعت صفحات کتاب را ورق میزند.
the idea flits through my mind.
این ایده از ذهن من عبور میکند.
she flits between different social circles.
او بین دایرههای اجتماعی مختلف رفت و آمد میکند.
the light flits across the wall.
نور روی دیوار میرقصد.
he flits from one task to another.
او از یک کار به کار دیگر میپرد.
the thought flits away before i can grasp it.
فکری که قبل از اینکه بتوانم آن را درک کنم، از بین میرود.
the squirrel flits among the branches.
سنجاب در میان شاخهها به سرعت حرکت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید