flits

[ایالات متحده]/flɪts/
[بریتانیا]/flɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت و به آرامی حرکت می‌کند؛ به طور ناگهانی عمل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

flits by

چپاندن

flits around

چپاندن اطراف

flits off

چپاندن از

flits in

چپاندن داخل

flits past

چپاندن گذشته

flits away

چپاندن دور

flits about

چپاندن در مورد

flits through

چپاندن از طریق

flits over

چپاندن بر روی

flits down

چپاندن پایین

جملات نمونه

the butterfly flits from flower to flower.

پروانه از گل به گل پرواز می‌کند.

she flits around the room, tidying up.

او در حال مرتب کردن وسایل، در اتاقچه به این سو و آن سو می‌رود.

the hummingbird flits in and out of sight.

کلاغ‌مقدری به سرعت در دید و خارج از دید پدیدار می‌شود.

he flits through the pages of the book.

او به سرعت صفحات کتاب را ورق می‌زند.

the idea flits through my mind.

این ایده از ذهن من عبور می‌کند.

she flits between different social circles.

او بین دایره‌های اجتماعی مختلف رفت و آمد می‌کند.

the light flits across the wall.

نور روی دیوار می‌رقصد.

he flits from one task to another.

او از یک کار به کار دیگر می‌پرد.

the thought flits away before i can grasp it.

فکری که قبل از اینکه بتوانم آن را درک کنم، از بین می‌رود.

the squirrel flits among the branches.

سنجاب در میان شاخه‌ها به سرعت حرکت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید