flitters

[ایالات متحده]/ˈflɪtəz/
[بریتانیا]/ˈflɪtərz/

ترجمه

v. به آرامی و با سرعت حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

light flitters

تابش نور

colorful flitters

تابش‌های رنگارنگ

golden flitters

تابش‌های طلایی

sparkling flitters

تابش‌های درخشان

tiny flitters

تابش‌های کوچک

glittering flitters

تابش‌های براق

silver flitters

تابش‌های نقره‌ای

bright flitters

تابش‌های روشن

magical flitters

تابش‌های جادویی

delicate flitters

تابش‌های ظریف

جملات نمونه

the butterfly flitters from flower to flower.

پاپتی از گل به گل پرواز می‌کند.

as the sun sets, the firefly flitters around the garden.

همانطور که خورشید غروب می‌کند، کرم شب‌تاب در اطراف باغ پرواز می‌کند.

she flitters about the room, tidying up.

او در حالی که مرتب می‌کند، در اتاق پرسه می‌زند.

the bird flitters in the trees, searching for food.

پرنده در میان درختان پرواز می‌کند و به دنبال غذا می‌گردد.

he flitters between different hobbies every month.

او هر ماه بین علایق مختلف پرسه می‌زند.

the leaves flitters in the gentle breeze.

برگ‌ها در نسیم ملایم پرواز می‌کنند.

she flitters through the crowd, looking for her friend.

او در میان جمعیت پرسه می‌زند و به دنبال دوستش می‌گردد.

the dancer flitters across the stage with grace.

رقاص با ظرافت در صحنه پرسه می‌زند.

flitters of light danced on the water's surface.

نورهای رقصان روی سطح آب می‌رقصیدند.

the child flitters around the park, full of energy.

کودک با انرژی زیاد در اطراف پارک پرسه می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید