floc

[ایالات متحده]/flɒk/
[بریتانیا]/flɑk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده‌ای از الیاف یا ماده پفی؛ ماده پفی؛ پفک پنبه‌ای زائد
Word Forms
جمعflocs

عبارات و ترکیب‌ها

floc formation

تشکیل توده

flocculation process

فرآیند انعقادی

floc size

اندازه لخته

floc removal

حذف لخته

floc density

چگالی لخته

floc settling

رسوب لخته

floc characteristics

ویژگی‌های لخته

floc behavior

رفتار لخته

floc stability

پایداری لخته

floc analysis

تجزیه و تحلیل لخته

جملات نمونه

the floc of particles settled at the bottom of the tank.

تجمع ذرات در ته مخزن رسوب کرد.

we observed the floc formation during the experiment.

ما تشکیل فلاک را در طول آزمایش مشاهده کردیم.

the floc can be removed by using a centrifuge.

می‌توان فلاک را با استفاده از سانتریفیوژ حذف کرد.

flocculation is an important process in water treatment.

رسوب‌سازی یک فرآیند مهم در تصفیه آب است.

they added a coagulant to enhance the floc size.

آنها یک معرف را برای افزایش اندازه فلاک اضافه کردند.

the researchers studied the characteristics of the floc.

محققان ویژگی‌های فلاک را مطالعه کردند.

proper mixing is essential for effective floc formation.

مخلوط کردن مناسب برای تشکیل فلاک موثر ضروری است.

the floc was analyzed for its chemical composition.

فلاک از نظر ترکیب شیمیایی تجزیه و تحلیل شد.

floc can significantly improve sedimentation rates.

فلاک می‌تواند به طور قابل توجهی سرعت رسوب را بهبود بخشد.

the quality of the floc affects the efficiency of the process.

کیفیت فلاک بر کارایی فرآیند تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید