floodheads

[ایالات متحده]/ˈflʌdhedz/
[بریتانیا]/ˈflʌdhedz/

ترجمه

n. جمع فلودهید، سر آب در شرایط طغیان.

جملات نمونه

the floodheads advanced rapidly toward the low-lying villages.

سردیگرها به سرعت به سمت روستاهای پایین‌تر پیش رفتند.

massive floodheads struck the coastline with tremendous force.

سردیگرها با قدرت بسیار زیادی به ساحل زدند.

rising floodheads threatened to overwhelm the ancient dikes.

سردیگرها که در حال افزایش بودند، خطر این را به همراه داشتند که دیک‌های قدیمی را غرق کنند.

the floodheads receded slowly after the storm passed.

سردیگرها پس از گذشت باران به آرامی کاهش یافتند.

powerful floodheads destroyed everything in their path.

سردیگر قدرتمند هر چیزی را که در مسیرشان بود، نابود کردند.

the flash floodheads caught the hikers by surprise.

سردیگرهای ناگهانی به گردشگران حیرت زا شد.

destructive floodheads swept through the valley overnight.

سردیگرهای نابود کننده در طول شب از دشت عبور کردند.

approaching floodheads prompted immediate evacuations.

نزدیک شدن سردیگرها باعث اقدام فوری به تخلیه شد.

the floodheads carved deep channels into the sediment.

سردیگرها کانال‌های عمیقی در رسوبات ایجاد کردند.

violent floodheads thundered down the mountain gorge.

سردیگرهای خشن با شورش زیاد از دامنه کوه عبور کردند.

engineers monitored the floodheads' progression carefully.

مهندسان به دقت پیشرفت سردیگرها را پیگیری کردند.

the floodheads deposited rich silt across the floodplain.

سردیگرها لای‌های غنی را در سطح سیلابی پخش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید