flout

[ایالات متحده]/flaʊt/
[بریتانیا]/flaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمسخر؛ تحقیر؛ تمسخر کردن
vt. تمسخر کردن؛ تحقیر کردن؛ نشان دادن تحقیر نسبت به
vi. تمسخر کردن؛ نشان دادن تحقیر

عبارات و ترکیب‌ها

flout the rules

نادیده گرفتن قوانین

flout authority

نادیده گرفتن اقتدار

flout the law

نادیده گرفتن قانون

flout social norms

نادیده گرفتن هنجارهای اجتماعی

جملات نمونه

She flouted the proprieties.

او آداب معاشرت را نادیده گرفت.

flouting the law was too much of a risk.

نادیده گرفتن قانون خطر زیادی بود.

flout a law; behavior that flouted convention.See Usage Note at flaunt

قانون را نادیده گرفتن؛ رفتاری که خلاف عرف بود. برای اطلاعات بیشتر به بخش 'Usage Note' در مورد 'flaunt' مراجعه کنید.

the women pointed and flouted at her.

زنان به سمت او اشاره کرده و با بی‌اعتنایی به او نگاه می‌کردند.

He flouted his mother's advice.

او نصیحت مادرش را نادیده گرفت.

They flouted all our offers of help and friendship.

آنها تمام پیشنهادات کمک و دوستی ما را نادیده گرفتند.

No one can flout the rules and get away with it.

هیچ کس نمی‌تواند قوانین را نادیده بگیرد و از آن جان سالم بدر برد.

The young soldier flouted his officer's orders.

سرباز جوان دستورات افسرش را نادیده گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید