flout the rules
نادیده گرفتن قوانین
flout authority
نادیده گرفتن اقتدار
flout the law
نادیده گرفتن قانون
flout social norms
نادیده گرفتن هنجارهای اجتماعی
She flouted the proprieties.
او آداب معاشرت را نادیده گرفت.
flouting the law was too much of a risk.
نادیده گرفتن قانون خطر زیادی بود.
flout a law; behavior that flouted convention.See Usage Note at flaunt
قانون را نادیده گرفتن؛ رفتاری که خلاف عرف بود. برای اطلاعات بیشتر به بخش 'Usage Note' در مورد 'flaunt' مراجعه کنید.
the women pointed and flouted at her.
زنان به سمت او اشاره کرده و با بیاعتنایی به او نگاه میکردند.
He flouted his mother's advice.
او نصیحت مادرش را نادیده گرفت.
They flouted all our offers of help and friendship.
آنها تمام پیشنهادات کمک و دوستی ما را نادیده گرفتند.
No one can flout the rules and get away with it.
هیچ کس نمیتواند قوانین را نادیده بگیرد و از آن جان سالم بدر برد.
The young soldier flouted his officer's orders.
سرباز جوان دستورات افسرش را نادیده گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید