fluxing

[ایالات متحده]/ˈflʌksɪŋ/
[بریتانیا]/ˈflʌksɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند رقیق‌سازی یا نازک کردن؛ درمان فلوکس، نوعی فلوکس

عبارات و ترکیب‌ها

fluxing process

فرآیند شارژ

fluxing agent

عامل شارژ

fluxing state

حالت شارژ

fluxing material

مواد شارژ

fluxing behavior

رفتار شارژ

fluxing conditions

شرایط شارژ

fluxing temperature

دمای شارژ

fluxing mechanism

مکانیزم شارژ

fluxing dynamics

پویایی شارژ

fluxing properties

خواص شارژ

جملات نمونه

the river is constantly fluxing with the changing seasons.

رودخانه به طور مداوم با تغییر فصل‌ها در حال تغییر است.

his opinions on the matter are fluxing as new information comes in.

نظرات او در این مورد با دریافت اطلاعات جدید در حال تغییر است.

the stock market is fluxing wildly due to recent events.

بازار سهام به دلیل وقایع اخیر به شدت در حال نوسان است.

her emotions were fluxing throughout the day.

احساسات او در طول روز در حال تغییر بودند.

the project's requirements are fluxing, making it hard to plan.

الزامات پروژه در حال تغییر هستند و برنامه‌ریزی را دشوار می‌کنند.

they noticed the temperature was fluxing in the laboratory.

آنها متوجه شدند که دمای آزمایشگاه در حال تغییر است.

his career path has been fluxing since he graduated.

مسیر شغلی او از زمان فارغ التحصیلی در حال تغییر بوده است.

the team's strategy is fluxing based on their opponents.

استراتژی تیم بر اساس حریفان در حال تغییر است.

market trends are fluxing, requiring quick adaptation.

روندهای بازار در حال نوسان هستند و نیاز به سازگاری سریع دارند.

the artist's style has been fluxing over the years.

سبک هنرمند در طول سال‌ها در حال تغییر بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید