flyspeck

[ایالات متحده]/ˈflaɪˌspɛk/
[بریتانیا]/ˈflaɪˌspɛk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لکه یا نقطه‌ای که توسط مدفوع مگس باقی مانده است؛ یک علامت کوچک
v. کثیف کردن
Word Forms
جمعflyspecks

عبارات و ترکیب‌ها

flyspeck evidence

گواهی لکه‌ی ریز

flyspeck detail

جزئیات لکه‌ی ریز

flyspeck mark

علامت لکه‌ی ریز

flyspeck inspection

بازرسی لکه‌ی ریز

flyspeck analysis

تجزیه و تحلیل لکه‌ی ریز

flyspeck issue

مشکل لکه‌ی ریز

flyspeck flaw

عیب لکه‌ی ریز

flyspeck observation

مشاهده‌ی لکه‌ی ریز

flyspeck problem

مشکل لکه‌ی ریز

flyspeck feature

ویژگی لکه‌ی ریز

جملات نمونه

he noticed a flyspeck on the window.

او متوجه یک نقطه‌ی ریز روی شیشه شد.

the artist added a flyspeck of paint to the canvas.

هنرمند یک نقطه‌ی ریز رنگ به بوم اضافه کرد.

she found a flyspeck in her book.

او یک نقطه‌ی ریز در کتابش پیدا کرد.

the report was perfect, except for a flyspeck of a mistake.

گزارش عالی بود، به جز یک اشتباه کوچک.

there was a flyspeck on his shirt that he didn't notice.

یک نقطه‌ی ریز روی پیراهنش بود که متوجهش نشد.

the flyspeck on the painting was hardly noticeable.

نقطه‌ی ریز روی نقاشی به سختی قابل توجه بود.

she wiped the flyspeck off the table.

او نقطه‌ی ریز را از روی میز پاک کرد.

even a flyspeck can ruin an otherwise perfect surface.

حتی یک نقطه‌ی ریز هم می‌تواند یک سطح کاملاً بی‌نقص را خراب کند.

he used a magnifying glass to examine the flyspeck.

او از ذره‌بین برای بررسی نقطه‌ی ریز استفاده کرد.

there was a flyspeck in the corner of the room.

یک نقطه‌ی ریز در گوشه‌ی اتاق وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید