foaled a colt
تولد یک مادیگه
foaled a filly
تولد یک دختر
foaled in spring
در بهار متولد شد
foaled last year
سال گذشته متولد شد
foaled on time
به موقع متولد شد
foaled healthy foal
متولد یک مادیگه سالم
foaled at home
در خانه متولد شد
foaled early
زود متولد شد
foaled during night
در طول شب متولد شد
foaled without complications
بدون عوارض متولد شد
the mare foaled a beautiful colt last night.
مادیان شب گذشته یک کره اسب نر زیبا به دنیا آورد.
she was thrilled when her horse finally foaled.
وقتی اسبش بالاخره زایمان کرد، او بسیار هیجانزده بود.
the farm has seen many foaled foals this season.
در این فصل، مزرعه شاهد تولد بسیاری از کره اسبها بوده است.
they carefully monitored the mare as she foaled.
آنها با دقت مادیان را در حین زایمان زیر نظر داشتند.
after the mare foaled, she needed extra care.
پس از زایمان مادیان، او به مراقبت بیشتری نیاز داشت.
the foaled foal stood up within minutes.
کره اسب تازه متولد شده ظرف چند دقیقه ایستاد.
veterinarians recommend monitoring health after a mare has foaled.
پزشکان دامپزشکی توصیه میکنند که سلامت را پس از زایمان مادیان زیر نظر داشته باشند.
she was proud of the foaled horse that won the race.
او به اسبی که در مسابقه پیروز شد و به دنیا آمده بود، افتخار میکرد.
the stable was filled with excitement when the mare foaled.
وقتی مادیان زایمان کرد، اصطبل پر از هیجان شد.
he documented every time his mare foaled throughout the years.
او هر بار که مادیانش زایمان میکرد، در طول سالها مستند میکرد.
foaled a colt
تولد یک مادیگه
foaled a filly
تولد یک دختر
foaled in spring
در بهار متولد شد
foaled last year
سال گذشته متولد شد
foaled on time
به موقع متولد شد
foaled healthy foal
متولد یک مادیگه سالم
foaled at home
در خانه متولد شد
foaled early
زود متولد شد
foaled during night
در طول شب متولد شد
foaled without complications
بدون عوارض متولد شد
the mare foaled a beautiful colt last night.
مادیان شب گذشته یک کره اسب نر زیبا به دنیا آورد.
she was thrilled when her horse finally foaled.
وقتی اسبش بالاخره زایمان کرد، او بسیار هیجانزده بود.
the farm has seen many foaled foals this season.
در این فصل، مزرعه شاهد تولد بسیاری از کره اسبها بوده است.
they carefully monitored the mare as she foaled.
آنها با دقت مادیان را در حین زایمان زیر نظر داشتند.
after the mare foaled, she needed extra care.
پس از زایمان مادیان، او به مراقبت بیشتری نیاز داشت.
the foaled foal stood up within minutes.
کره اسب تازه متولد شده ظرف چند دقیقه ایستاد.
veterinarians recommend monitoring health after a mare has foaled.
پزشکان دامپزشکی توصیه میکنند که سلامت را پس از زایمان مادیان زیر نظر داشته باشند.
she was proud of the foaled horse that won the race.
او به اسبی که در مسابقه پیروز شد و به دنیا آمده بود، افتخار میکرد.
the stable was filled with excitement when the mare foaled.
وقتی مادیان زایمان کرد، اصطبل پر از هیجان شد.
he documented every time his mare foaled throughout the years.
او هر بار که مادیانش زایمان میکرد، در طول سالها مستند میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید