foaled

[ایالات متحده]/fəʊld/
[بریتانیا]/foʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و ماضی نقلی foal

عبارات و ترکیب‌ها

foaled a colt

تولد یک مادیگه

foaled a filly

تولد یک دختر

foaled in spring

در بهار متولد شد

foaled last year

سال گذشته متولد شد

foaled on time

به موقع متولد شد

foaled healthy foal

متولد یک مادیگه سالم

foaled at home

در خانه متولد شد

foaled early

زود متولد شد

foaled during night

در طول شب متولد شد

foaled without complications

بدون عوارض متولد شد

جملات نمونه

the mare foaled a beautiful colt last night.

مادیان شب گذشته یک کره اسب نر زیبا به دنیا آورد.

she was thrilled when her horse finally foaled.

وقتی اسبش بالاخره زایمان کرد، او بسیار هیجان‌زده بود.

the farm has seen many foaled foals this season.

در این فصل، مزرعه شاهد تولد بسیاری از کره اسب‌ها بوده است.

they carefully monitored the mare as she foaled.

آنها با دقت مادیان را در حین زایمان زیر نظر داشتند.

after the mare foaled, she needed extra care.

پس از زایمان مادیان، او به مراقبت بیشتری نیاز داشت.

the foaled foal stood up within minutes.

کره اسب تازه متولد شده ظرف چند دقیقه ایستاد.

veterinarians recommend monitoring health after a mare has foaled.

پزشکان دامپزشکی توصیه می‌کنند که سلامت را پس از زایمان مادیان زیر نظر داشته باشند.

she was proud of the foaled horse that won the race.

او به اسبی که در مسابقه پیروز شد و به دنیا آمده بود، افتخار می‌کرد.

the stable was filled with excitement when the mare foaled.

وقتی مادیان زایمان کرد، اصطبل پر از هیجان شد.

he documented every time his mare foaled throughout the years.

او هر بار که مادیانش زایمان می‌کرد، در طول سال‌ها مستند می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید