foemen

[ایالات متحده]/ˈfəʊmən/
[بریتانیا]/ˈfoʊmən/

ترجمه

n. سربازان دشمن؛ دشمنان

عبارات و ترکیب‌ها

foemen at arms

حریفان مسلح

foemen in battle

حریفان در نبرد

foemen of old

حریفان قدیمی

foemen unite

حریفان متحد شوند

foemen beware

حریفان مراقب باشند

foemen approach

حریفان نزدیک می‌شوند

foemen retreat

حریفان عقب‌نشینی می‌کنند

foemen clash

حریفان درگیر می‌شوند

foemen gather

حریفان جمع می‌شوند

foemen fall

حریفان سقوط می‌کنند

جملات نمونه

in battle, the foemen fought fiercely.

در نبرد، دشمنان با خشونت جنگیدند.

the foemen approached the castle at dawn.

دشمنان در سپیده دم به قلعه نزدیک شدند.

he admired the bravery of his foemen.

او از شجاعت دشمنانش تحسین کرد.

the foemen laid siege to the city for weeks.

دشمنان برای هفته ها شهر را محاصره کردند.

we must outsmart our foemen to win this war.

ما باید دشمنان خود را فریب دهیم تا این جنگ را ببریم.

his strategy was to divide the foemen's forces.

استراتژی او تقسیم نیروهای دشمن بود.

the foemen retreated after a fierce confrontation.

پس از یک رویارویی شدید، دشمنان عقب نشینی کردند.

they were once comrades, now they are foemen.

آنها زمانی همرزمان بودند، اکنون دشمن هستند.

legends speak of foemen who became allies.

افسانه ها از دشمنانی صحبت می کنند که به متحد تبدیل شدند.

the foemen underestimated their opponents.

دشمنان حریفان خود را دست کم گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید