fogge

[ایالات متحده]/fɒɡ/
[بریتانیا]/fɔːɡ/

ترجمه

v. به بخار تبدیل کردن یا باعث شدن به بخار شود؛ به ذرات ریز تبدیل کردن؛ با قطره‌های ریز پاشیدن.
شکل‌های واژه
جمعfogges

عبارات و ترکیب‌ها

fogged up

پر از بخار

eyes fogged

چشمان پر از بخار

جملات نمونه

thick fogge rolled in from the sea during the early morning hours.

فog چگالی از دریا در ساعات صبح زود وارد شد.

the dense fogge obscured the lighthouse beam completely.

فog چگال نور مراقبت را宣告 کاملاً پوشاند.

we drove slowly through the thick fogge on the mountain road.

ما به آرامی از روی جاده کوهنوردی از فog چگال عبور کردیم.

the morning fogge created a mysterious atmosphere in the forest.

فog صبحی یک جو رازگونه در جنگل ایجاد کرد.

a thick fogge bank settled over the valley at dusk.

یک بانک فog چگال روی دشت در آفتاب غروبی نشست.

the fogge lifted gradually as the sun warmed the air.

فog به تدریج از بین رفت وقتی خورشید هوا را گرم کرد.

visibility was reduced to near zero in the heavy fogge.

دید در فog سنگین به صفر نزدیک شد.

ancient castles often appear hauntingly beautiful in the morning fogge.

قلعه‌های باستانی اغلب در فog صبحی زیبایی مخيفی به نظر می‌رسند.

the fogge crept silently into the city streets overnight.

فog به آرامی و در طول شب به خیابان‌های شهر نفوذ کرد.

pilot warnings about the sudden fogge came just in time.

هشدارهای پیлот درباره فog ناگهانی درست در زمان مناسب رسید.

the cold winter air made the fogge linger well into the afternoon.

هوای سرد زمستان باعث شد فog تا عصر ماندگو باشد.

eerie silence accompanied the dense fogge that enveloped the village.

خاموشی مخيف با فog چگال همراه بود که روستا را پوشاند.

the harbor disappeared completely in the morning fogge.

کیش‌های دریایی در فog صبحی کاملاً ناپدید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید