foible

[ایالات متحده]/ˈfɔɪbl/
[بریتانیا]/ˈfɔɪbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ضعف; یک نقص جزئی; یک عادت خاص.
Word Forms
جمعfoibles

عبارات و ترکیب‌ها

a minor foible

یک اشتباه کوچک

quirky foibles

خصلت‌های عجیب و غریب

personal foibles

ضعف‌های شخصی

جملات نمونه

Everyone has their own foibles that make them unique.

هر كس كساني دارد كه آنها را منحصر به فرد مي كنند.

She found his little foibles endearing.

او خوي هاي كوچك او را دوست داشتني مي دانست.

His foible for collecting vintage stamps is well-known among his friends.

عادت او در جمع آوری تمبرهای قدیمی در بین دوستانش شناخته شده است.

Despite his foibles, he is a talented musician.

با وجود خوي هايش، او يك نوازنده با استعداد است.

Her foible for perfection often leads to stress.

عادت او به كمال گرايي اغلب منجر به استرس مي شود.

His foibles are easily forgiven because of his kind heart.

خوي هاي او به راحتي بخشيده مي شوند زيرا قلبش مهربان است.

The boss's foible for punctuality is well-known in the office.

عادت رئيس به سر ساعت بودن در دفتر شناخته شده است.

She tried to hide her foibles during the job interview.

او سعی کرد خوي های خود را در طول مصاحبه شغلی پنهان کند.

His foibles make him more relatable to others.

خوي های او باعث می شود که او با دیگران قابل ارتباط تر باشد.

We all have our own foibles to deal with.

ما همه خوي هاي خود را داریم که باید با آنها کنار بیاییم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید