follies

[ایالات متحده]/ˈfɒliz/
[بریتانیا]/ˈfɑliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعمال شیطانی; نمایشنامه‌های انتقادی

عبارات و ترکیب‌ها

follies of youth

نادانی‌های جوانی

follies of war

نادانی‌های جنگ

follies of love

نادانی‌های عشق

follies of fashion

نادانی‌های مد

follies of age

نادانی‌های پیری

follies of greed

نادانی‌های طمع

follies of ambition

نادانی‌های جاه‌طلبی

follies of politics

نادانی‌های سیاست

follies of youthfulness

نادانی‌های جوانی

follies of society

نادانی‌های اجتماع

جملات نمونه

his follies often led him into trouble.

اشتباهات او اغلب او را به دردسر می‌انداخت.

we all make follies at some point in our lives.

ما همه در طول زندگی خود مرتکب اشتباهاتی می‌شویم.

she laughed at her past follies.

او به اشتباهات گذشته خود خندید.

his follies were often the subject of gossip.

اشتباهات او اغلب موضوع صحبت و نقل و انتقالات بود.

learning from our follies is part of growing up.

یادگیری از اشتباهاتمان بخشی از بزرگ شدن است.

the follies of youth can be forgiven.

می‌توان بخشید اشتباهات دوران جوانی را.

he wrote a book about the follies of modern society.

او کتابی در مورد اشتباهات جامعه مدرن نوشت.

her follies became a lesson for others.

اشتباهات او به درسی برای دیگران تبدیل شد.

they often reminisce about their youthful follies.

آنها اغلب به یاد خاطرات و اشتباهات دوران جوانی خود می‌افتند.

follies can sometimes lead to unexpected opportunities.

گاهی اوقات اشتباهات می‌توانند منجر به فرصت‌های غیرمنتظره شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید