footering

[ایالات متحده]/'fʊtə/
[بریتانیا]/'fʊtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش پایینی یک صفحه وب.

جملات نمونه

he hammered a low left-footer past the keeper.

او یک ضربه پای چپ پایین را از مقابل دروازه‌بان زد.

he nodded and started to footer with his watch.

او سر تکان داد و شروع به ضربه زدن با ساعت خود کرد.

The footer of the website contains important links.

پای صفحه وب سایت حاوی پیوندهای مهم است.

She added a copyright notice in the footer of the document.

او یک اخطاریه حق نسخه برداری را در پایین صفحه سند اضافه کرد.

The footer of the email included contact information.

پای صفحه ایمیل شامل اطلاعات تماس بود.

The newsletter had a colorful footer with the company logo.

خبرنامه دارای یک پایین صفحه رنگارنگ با لوگوی شرکت بود.

The footer of the report displayed the date and page numbers.

پای صفحه گزارش تاریخ و شماره صفحات را نشان می داد.

The footer of the letter had the sender's address.

پای صفحه نامه آدرس فرستنده را داشت.

The website's footer had a disclaimer about the content.

پای صفحه وب سایت حاوی سلب مسئولیت در مورد محتوا بود.

The brochure's footer included a call-to-action for readers.

پای صفحه بروشور شامل فراخوانی برای اقدام برای خوانندگان بود.

The footer of the presentation had the speaker's contact information.

پای صفحه ارائه اطلاعات تماس سخنران را داشت.

The magazine's footer featured a quote from the editor.

پای صفحه مجله نقل قول از ویراستگر را نشان می داد.

نمونه‌های واقعی

He's a footer coming down with the ability to be able to handle the ball.

او یک پایه‌گذار است که توانایی دستکاری توپ را دارد.

منبع: Connection Magazine

If there's no professional email footer or any accessible contact information, then it's likely that you're dealing with a fake job offer.

اگر ایمیل پایه‌سازی حرفه‌ای وجود نداشت یا هیچ اطلاعات تماس در دسترس نبود، احتمالاً با یک پیشنهاد شغلی جعلی سر و کار دارید.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

We call that the " footer." That's the bottom of the paper.

ما آن را "پایه‌ساز" می‌نامیم. این قسمت پایین صفحه است.

منبع: 2005 ESLPod

The call those the " header" and the " footer" .

آنها آنها را "سربرگ" و "پایه‌ساز" می‌نامند.

منبع: 2007 ESLPod

I told him I had to change footer.

به او گفتم که باید پایه‌ساز را تغییر دهم.

منبع: Brideshead Revisited

You go to this pull-down menu and select the header and footer option.

به این منوی کشویی بروید و گزینه سربرگ و پایه‌ساز را انتخاب کنید.

منبع: 2007 ESLPod

Punta de Lobos is the goofy footer's big wave heaven in Chile.

پونتا د لوس، بهشت موج‌های بزرگ پایه‌ساز احمقانه در شیلی است.

منبع: Top 10 Thrilling Adventures in the World

Oh, I see. What if I want to add a header or a footer?

اوه، متوجه شدم. اگر بخواهم یک سربرگ یا پایه‌ساز اضافه کنم چه کنم؟

منبع: 2007 ESLPod

I didn't mean that. look, you've remembered to include headers and footers, which is good, but listing ideas clearly is important.

من منظورم این نبود. ببینید، به خاطر دارید که سربرگ‌ها و پایه‌سازها را درج کنید، که خوب است، اما فهرست کردن ایده‌ها به وضوح مهم است.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 8

But if you do care about the specifics, in the footer of the website, I've linked to my methodology.

اما اگر به جزئیات اهمیت می‌دهید، در پایه‌ساز وب‌سایت، من به روش‌شناسی خود پیوند داده‌ام.

منبع: Q&A in progress.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید