footlightss

[ایالات متحده]/ˈfʊtlaɪts/
[بریتانیا]/ˈfʊtlaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ردیفی از چراغ‌ها در جلوی صحنه؛ چراغ‌هایی که برای روشن کردن صحنه استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

under the footlights

تحت نور چراغ‌ها

footlights shining

چراغ‌ها می‌درخشند

footlights dimmed

چراغ‌ها کم‌نور شده‌اند

before the footlights

قبل از نور چراغ‌ها

footlights on

چراغ‌ها روشن هستند

footlights fade

چراغ‌ها کم‌رنگ می‌شوند

footlights bright

چراغ‌ها روشن و درخشان

step into footlights

وارد نور چراغ‌ها شوید

footlights and shadows

نور چراغ‌ها و سایه‌ها

behind the footlights

پشت نور چراغ‌ها

جملات نمونه

the actor stepped into the footlights with confidence.

بازیگر با اعتماد به نفس وارد نورافکن‌ها شد.

she felt nervous under the bright footlights.

او در زیر نورافکن‌های روشن احساس اضطراب می‌کرد.

the footlights illuminated the stage beautifully.

نورافکن‌ها صحنه را به زیبایی روشن می‌کردند.

footlights are essential for a successful performance.

نورافکن‌ها برای یک اجرای موفق ضروری هستند.

he always dreamed of standing in the footlights.

او همیشه رویای ایستادن در نورافکن‌ها را داشت.

the actress took a bow in front of the footlights.

بازیگر زن در مقابل نورافکن‌ها تعظیم کرد.

footlights create a magical atmosphere for the audience.

نورافکن‌ها فضایی جادویی برای تماشاچیان ایجاد می‌کنند.

many performers thrive under the footlights.

بسیاری از بازیگران در زیر نورافکن‌ها شکوفا می‌شوند.

he was blinded by the footlights during his first show.

در اولین اجرایش، نورافکن‌ها باعث کور شدن او شدند.

she practiced her lines under the footlights every night.

او هر شب زیر نورافکن‌ها دیالوگ‌های خود را تمرین می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید