footslog ahead
به جلو قدم بردار
footslog along
همراه قدم بردار
footslog back
عقب قدم بردار
footslog through
از میان قدم بردار
footslog down
به سمت پایین قدم بردار
footslog up
به سمت بالا قدم بردار
footslog around
دور قدم بردار
footslog past
از کنار قدم بردار
footslog off
از آنجا قدم بردار
footslog home
به سمت خانه قدم بردار
after a long day of footslogging through the forest, we finally reached the campsite.
بعد از یک روز طولانی پیادهروی در جنگل، بالاخره به محل کمپ رسیدیم.
footslogging in the rain made the hike even more challenging.
پیادهروی در باران باعث شد پیادهروی چالشبرانگیزتر شود.
the soldiers had to footslog for miles to reach their destination.
سربازان مجبور شدند برای رسیدن به مقصد، مسافت طولانی را پیاده بروند.
she enjoyed footslogging along the beach during low tide.
او از پیادهروی در امتداد ساحل در زمان جزر و مد لذت برد.
footslogging through the city streets can be tiring but rewarding.
پیادهروی در خیابانهای شهر میتواند خستهکننده اما پاداشدهنده باشد.
we spent the afternoon footslogging around the historical sites.
ما بعد از ظهر را به پیادهروی در اطراف مکانهای تاریخی سپری کردیم.
footslogging through the mud was not what i expected on this hike.
پیادهروی در گل چیزی نبود که من در این پیادهروی انتظار داشتم.
he prefers footslogging to cycling for exploring nature.
او ترجیح میدهد برای کشف طبیعت، پیادهروی کند تا دوچرخهسواری.
footslogging can help you connect with the environment more deeply.
پیادهروی میتواند به شما کمک کند تا عمیقتر با محیطزیست ارتباط برقرار کنید.
we had to footslog back to the car after losing the trail.
ما مجبور شدیم بعد از گم شدن مسیر، تا ماشین پیاده برگردیم.
footslog ahead
به جلو قدم بردار
footslog along
همراه قدم بردار
footslog back
عقب قدم بردار
footslog through
از میان قدم بردار
footslog down
به سمت پایین قدم بردار
footslog up
به سمت بالا قدم بردار
footslog around
دور قدم بردار
footslog past
از کنار قدم بردار
footslog off
از آنجا قدم بردار
footslog home
به سمت خانه قدم بردار
after a long day of footslogging through the forest, we finally reached the campsite.
بعد از یک روز طولانی پیادهروی در جنگل، بالاخره به محل کمپ رسیدیم.
footslogging in the rain made the hike even more challenging.
پیادهروی در باران باعث شد پیادهروی چالشبرانگیزتر شود.
the soldiers had to footslog for miles to reach their destination.
سربازان مجبور شدند برای رسیدن به مقصد، مسافت طولانی را پیاده بروند.
she enjoyed footslogging along the beach during low tide.
او از پیادهروی در امتداد ساحل در زمان جزر و مد لذت برد.
footslogging through the city streets can be tiring but rewarding.
پیادهروی در خیابانهای شهر میتواند خستهکننده اما پاداشدهنده باشد.
we spent the afternoon footslogging around the historical sites.
ما بعد از ظهر را به پیادهروی در اطراف مکانهای تاریخی سپری کردیم.
footslogging through the mud was not what i expected on this hike.
پیادهروی در گل چیزی نبود که من در این پیادهروی انتظار داشتم.
he prefers footslogging to cycling for exploring nature.
او ترجیح میدهد برای کشف طبیعت، پیادهروی کند تا دوچرخهسواری.
footslogging can help you connect with the environment more deeply.
پیادهروی میتواند به شما کمک کند تا عمیقتر با محیطزیست ارتباط برقرار کنید.
we had to footslog back to the car after losing the trail.
ما مجبور شدیم بعد از گم شدن مسیر، تا ماشین پیاده برگردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید