forbidders

[ایالات متحده]/fə'bɪdə/
[بریتانیا]/fər'bɪdər/

ترجمه

n. شخصی که چیزی را ممنوع می‌کند یا منع می‌نماید

عبارات و ترکیب‌ها

forbidders only

فقط برای منع کنندگان

forbidders group

گروه منع کنندگان

forbidders list

لیست منع کنندگان

forbidders policy

سیاست منع کنندگان

forbidders notice

اطلاع‌رسانی منع کنندگان

forbidders agreement

توافق‌نامه منع کنندگان

forbidders section

بخش منع کنندگان

forbidders clause

ماده منع کنندگان

forbidders rights

حقوق منع کنندگان

forbidders regulations

قوانین منع کنندگان

جملات نمونه

the forbidders of the event made their presence known.

افراد ممنوع‌کننده رویداد حضور خود را نشان دادند.

forbidders often create tension in the group.

افراد ممنوع‌کننده اغلب باعث ایجاد تنش در گروه می‌شوند.

she felt the forbidders were overstepping their bounds.

او احساس کرد که افراد ممنوع‌کننده از حدود خود فراتر رفته‌اند.

the forbidders issued a warning before the rally.

افراد ممنوع‌کننده قبل از تجمعات هشدار دادند.

forbidders can sometimes be misunderstood.

افراد ممنوع‌کننده گاهی اوقات ممکن است سوء تفاهم شوند.

the forbidders were adamant about their rules.

افراد ممنوع‌کننده در مورد قوانین خود مصمم بودند.

many saw the forbidders as a necessary evil.

بسیاری افراد ممنوع‌کننده را به عنوان یک شر ضروری می‌دیدند.

the forbidders' actions sparked a debate.

اقدامات افراد ممنوع‌کننده باعث ایجاد بحث و جدل شد.

forbidders often face backlash from the community.

افراد ممنوع‌کننده اغلب با واکنش منفی از سوی جامعه مواجه می‌شوند.

understanding the forbidders' perspective is crucial.

درک دیدگاه افراد ممنوع‌کننده بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید