fore

[ایالات متحده]/fɔː(r)/
[بریتانیا]/fɔːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واقع در جلو
adv. در جلو، به سمت جلو

عبارات و ترکیب‌ها

before

قبل از

forefather

پدر بزرگ

foreshadow

پیش‌نمایش

foresee

پیش‌بینی کردن

forecast

پیش‌بینی

foreground

پیش‌زمینه

forensic

علمی-قانونی

forewarn

هشدار دادن

to the fore

در خط مقدم

fore part

قسمت جلویی

at the fore

در خط مقدم

جملات نمونه

to shout fore before hitting a golf ball

برای فریاد زدن «فور» قبل از ضربه زدن به توپ گلف

to be in the forefront of technology

برای پیشرو بودن در فناوری

to have a foreboding feeling about the future

احساس پیشگویی بد درباره آینده داشتن

to study foreign languages

برای مطالعه زبان‌های خارجی

to live in a foreign country

برای زندگی در یک کشور خارجی

to have foreknowledge of an event

برای داشتن آگاهی قبلی از یک رویداد

to be forewarned is to be forearmed

هشدار داده شدن به معنای مسلح بودن است

to be foreclosed on a property

برای بستن یک ملک

to have a foreword in a book

برای داشتن مقدمه در یک کتاب

نمونه‌های واقعی

Two things stood to the fore.

دو چیز در صدر قرار داشتند.

منبع: Gone with the Wind

She came alongside and raked him fore and aft.

او در کنارش آمد و او را از جلو و عقب جمع آوری کرد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

As fertility has begun to fall, though, other explanations have come to the fore.

با این حال، با کاهش باروری، توضیحات دیگری مطرح شده اند.

منبع: The Economist - International

11.be ready for sea , fore and aft.

۱۱.برای دریا آماده باشید، جلو و عقب.

منبع: Maritime English listening

His teeth closed on Spitz's left fore leg.

دندان هایش روی پای جلوی چپ اسپیتز بسته شد.

منبع: The Call of the Wild

Fore and aft follow each other.

جلو و عقب دنبال یکدیگر هستند.

منبع: The wisdom of Laozi's life.

While she was at there, Amelia's feminist proclivities came to the fore.

در حالی که او آنجا بود، گرایش های فمینیستی آمیλία آشکار شد.

منبع: Women Who Changed the World

The hind wings of some insects are shorter than the fore wings.

بال های پشتی برخی از حشرات از بال های جلویی کوتاه تر هستند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

There are four toes on each fore foot, and five on each hind foot.

در هر پا چهار انگشت وجود دارد، در هر پا چهار انگشت در پا جلویی و پنج انگشت در پا پشتی.

منبع: British Students' Science Reader

Toward the end of enslavement, we start to see blackface minstrels come to the fore.

در اواخر برده داری، شروع به دیدن نوازندگان سیاه چهره می کنیم.

منبع: Vox opinion

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید