strong forearms
بازوهای قوی
flexed forearms
بازوهای منقبض
forearms workout
تمرینات بازو
forearms strength
قدرت بازو
forearms exercises
تمرینات بازو
forearms grip
گرفتن بازو
forearms size
اندازه بازو
forearms pain
درد بازو
forearms stretch
کششی برای بازو
forearms mobility
تحرک بازو
he flexed his forearms to show off his strength.
او برای نشان دادن قدرت خود، عضلات بازویش را نشان داد.
she wore a bracelet on her forearms for fashion.
او برای مد، دستبندی روی بازوهایش انداخت.
forearms are often used in various sports activities.
بازوها اغلب در فعالیتهای ورزشی مختلف مورد استفاده قرار میگیرند.
he injured his forearms while lifting weights.
او در حین بلند کردن وزنه به بازوهایش آسیب زد.
she has tattoos on her forearms that tell a story.
او خالکوبی روی بازوهایش دارد که داستانی را روایت میکند.
forearms play a crucial role in climbing.
بازوها نقش مهمی در صعود دارند.
he wrapped his forearms with tape for better grip.
او برای گرفتن بهتر، بازوهایش را با نوار پوشاند.
the trainer focused on strengthening the forearms.
مربی بر تقویت بازوها تمرکز کرد.
she often experiences soreness in her forearms after workouts.
او اغلب بعد از تمرینات، درد در بازوهایش احساس میکند.
he rested his forearms on the table while thinking.
او در حالی که فکر میکرد، بازوهایش را روی میز گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید