foreignly influenced
تحت تأثیر خارجی
foreignly acquired
به دست آمده از خارج
foreignly styled
به سبک خارجی
foreignly designed
طراحی شده به صورت خارجی
foreignly produced
تولید شده به صورت خارجی
foreignly imported
وارد شده از خارج
foreignly adapted
سازگار شده با خارجی
foreignly inspired
الهام گرفته از خارج
foreignly marked
علامتگذاری شده به صورت خارجی
foreignly presented
ارائه شده به صورت خارجی
the hotel looked foreignly opulent, with marble floors and gold accents.
هتل به طرز عجیبی مجلل به نظر میرسید، با کفهای مرمر و جزئیات طلایی.
she dressed foreignly for the party, wearing a vibrant sari.
او به طرز عجیبی برای مهمانی لباس پوشید و یک ساری پر جنب و جوش به تن کرد.
the restaurant's menu featured dishes prepared with foreignly sourced spices.
منوی رستوران شامل غذاهایی بود که با ادویههای وارد شده تهیه شده بودند.
he spoke foreignly, attempting to order coffee in broken spanish.
او به طرز عجیبی صحبت کرد و سعی کرد قهوه را به زبان اسپانیایی شکسته سفارش دهد.
the artwork appeared foreignly abstract, unlike anything we'd seen before.
این اثر هنری به طرز عجیبی انتزاعی به نظر میرسید، مانند هیچ چیز دیگری که قبلاً دیده بودیم.
the music had a foreignly exotic rhythm that captivated the audience.
موسیقی دارای یک ریتم عجیب و غریب و egzotic بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.
the architecture of the building was strikingly foreignly modern.
معماری ساختمان به طرز عجیبی مدرن بود.
he felt foreignly out of place at the formal gathering.
او در آن جمع رسمی به طرز عجیبی احساس بیگانگی میکرد.
the film showcased foreignly beautiful landscapes and vibrant cultures.
فیلم مناظر زیبا و فرهنگهای پر جنب و جوش را به نمایش میگذاشت.
the antique shop sold foreignly crafted trinkets and souvenirs.
فروشگاه عتیقهفروشی سوغاتیها و یادگارهای عجیب و غریب را میفروخت.
the language sounded foreignly complex, filled with unfamiliar sounds.
زبان به طرز عجیبی پیچیده به نظر میرسید و پر از صداهای ناآشنا بود.
foreignly influenced
تحت تأثیر خارجی
foreignly acquired
به دست آمده از خارج
foreignly styled
به سبک خارجی
foreignly designed
طراحی شده به صورت خارجی
foreignly produced
تولید شده به صورت خارجی
foreignly imported
وارد شده از خارج
foreignly adapted
سازگار شده با خارجی
foreignly inspired
الهام گرفته از خارج
foreignly marked
علامتگذاری شده به صورت خارجی
foreignly presented
ارائه شده به صورت خارجی
the hotel looked foreignly opulent, with marble floors and gold accents.
هتل به طرز عجیبی مجلل به نظر میرسید، با کفهای مرمر و جزئیات طلایی.
she dressed foreignly for the party, wearing a vibrant sari.
او به طرز عجیبی برای مهمانی لباس پوشید و یک ساری پر جنب و جوش به تن کرد.
the restaurant's menu featured dishes prepared with foreignly sourced spices.
منوی رستوران شامل غذاهایی بود که با ادویههای وارد شده تهیه شده بودند.
he spoke foreignly, attempting to order coffee in broken spanish.
او به طرز عجیبی صحبت کرد و سعی کرد قهوه را به زبان اسپانیایی شکسته سفارش دهد.
the artwork appeared foreignly abstract, unlike anything we'd seen before.
این اثر هنری به طرز عجیبی انتزاعی به نظر میرسید، مانند هیچ چیز دیگری که قبلاً دیده بودیم.
the music had a foreignly exotic rhythm that captivated the audience.
موسیقی دارای یک ریتم عجیب و غریب و egzotic بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.
the architecture of the building was strikingly foreignly modern.
معماری ساختمان به طرز عجیبی مدرن بود.
he felt foreignly out of place at the formal gathering.
او در آن جمع رسمی به طرز عجیبی احساس بیگانگی میکرد.
the film showcased foreignly beautiful landscapes and vibrant cultures.
فیلم مناظر زیبا و فرهنگهای پر جنب و جوش را به نمایش میگذاشت.
the antique shop sold foreignly crafted trinkets and souvenirs.
فروشگاه عتیقهفروشی سوغاتیها و یادگارهای عجیب و غریب را میفروخت.
the language sounded foreignly complex, filled with unfamiliar sounds.
زبان به طرز عجیبی پیچیده به نظر میرسید و پر از صداهای ناآشنا بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید