foreknowing

[ایالات متحده]/fɔːˈnəʊɪŋ/
[بریتانیا]/fɔrˈnoʊɪŋ/

ترجمه

v. از قبل دانستن

عبارات و ترکیب‌ها

foreknowing events

پیش‌دانستن رویدادها

foreknowing future

پیش‌دانستن آینده

foreknowing outcomes

پیش‌دانستن نتایج

foreknowing risks

پیش‌دانستن خطرات

foreknowing consequences

پیش‌دانستن عواقب

foreknowing possibilities

پیش‌دانستن احتمالات

foreknowing situations

پیش‌دانستن موقعیت‌ها

foreknowing decisions

پیش‌دانستن تصمیمات

foreknowing challenges

پیش‌دانستن چالش‌ها

foreknowing changes

پیش‌دانستن تغییرات

جملات نمونه

foreknowing the outcome can change your decisions.

دانستن نتیجه می‌تواند تصمیمات شما را تغییر دهد.

his foreknowing abilities made him a valuable asset.

توانایی‌های او در پیش‌بینی، او را به یک دارایی ارزشمند تبدیل کرد.

she has a foreknowing sense about people's feelings.

او حسی پیش‌بینی‌کننده در مورد احساسات مردم دارد.

foreknowing the challenges ahead can help in preparation.

دانستن چالش‌های پیش رو می‌تواند به آمادگی کمک کند.

his foreknowing nature often surprised his friends.

طبع پیش‌بینی‌کننده او اغلب دوستانش را شگفت‌زده می‌کرد.

foreknowing events is a rare gift.

پیش‌بینی وقایع یک هدیه نادر است.

she relied on her foreknowing instincts during the crisis.

او در بحران به غرایز پیش‌بینی‌کننده خود متکی بود.

foreknowing trends can benefit businesses significantly.

دانستن روندها می‌تواند به طور قابل توجهی به نفع کسب و کارها باشد.

his foreknowing insights guided the team to success.

بینش‌های پیش‌بینی‌کننده او تیم را به سمت موفقیت هدایت کرد.

foreknowing what to expect can reduce anxiety.

دانستن چه انتظاری دارید می‌تواند اضطراب را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید