foreknowing events
پیشدانستن رویدادها
foreknowing future
پیشدانستن آینده
foreknowing outcomes
پیشدانستن نتایج
foreknowing risks
پیشدانستن خطرات
foreknowing consequences
پیشدانستن عواقب
foreknowing possibilities
پیشدانستن احتمالات
foreknowing situations
پیشدانستن موقعیتها
foreknowing decisions
پیشدانستن تصمیمات
foreknowing challenges
پیشدانستن چالشها
foreknowing changes
پیشدانستن تغییرات
foreknowing the outcome can change your decisions.
دانستن نتیجه میتواند تصمیمات شما را تغییر دهد.
his foreknowing abilities made him a valuable asset.
تواناییهای او در پیشبینی، او را به یک دارایی ارزشمند تبدیل کرد.
she has a foreknowing sense about people's feelings.
او حسی پیشبینیکننده در مورد احساسات مردم دارد.
foreknowing the challenges ahead can help in preparation.
دانستن چالشهای پیش رو میتواند به آمادگی کمک کند.
his foreknowing nature often surprised his friends.
طبع پیشبینیکننده او اغلب دوستانش را شگفتزده میکرد.
foreknowing events is a rare gift.
پیشبینی وقایع یک هدیه نادر است.
she relied on her foreknowing instincts during the crisis.
او در بحران به غرایز پیشبینیکننده خود متکی بود.
foreknowing trends can benefit businesses significantly.
دانستن روندها میتواند به طور قابل توجهی به نفع کسب و کارها باشد.
his foreknowing insights guided the team to success.
بینشهای پیشبینیکننده او تیم را به سمت موفقیت هدایت کرد.
foreknowing what to expect can reduce anxiety.
دانستن چه انتظاری دارید میتواند اضطراب را کاهش دهد.
foreknowing events
پیشدانستن رویدادها
foreknowing future
پیشدانستن آینده
foreknowing outcomes
پیشدانستن نتایج
foreknowing risks
پیشدانستن خطرات
foreknowing consequences
پیشدانستن عواقب
foreknowing possibilities
پیشدانستن احتمالات
foreknowing situations
پیشدانستن موقعیتها
foreknowing decisions
پیشدانستن تصمیمات
foreknowing challenges
پیشدانستن چالشها
foreknowing changes
پیشدانستن تغییرات
foreknowing the outcome can change your decisions.
دانستن نتیجه میتواند تصمیمات شما را تغییر دهد.
his foreknowing abilities made him a valuable asset.
تواناییهای او در پیشبینی، او را به یک دارایی ارزشمند تبدیل کرد.
she has a foreknowing sense about people's feelings.
او حسی پیشبینیکننده در مورد احساسات مردم دارد.
foreknowing the challenges ahead can help in preparation.
دانستن چالشهای پیش رو میتواند به آمادگی کمک کند.
his foreknowing nature often surprised his friends.
طبع پیشبینیکننده او اغلب دوستانش را شگفتزده میکرد.
foreknowing events is a rare gift.
پیشبینی وقایع یک هدیه نادر است.
she relied on her foreknowing instincts during the crisis.
او در بحران به غرایز پیشبینیکننده خود متکی بود.
foreknowing trends can benefit businesses significantly.
دانستن روندها میتواند به طور قابل توجهی به نفع کسب و کارها باشد.
his foreknowing insights guided the team to success.
بینشهای پیشبینیکننده او تیم را به سمت موفقیت هدایت کرد.
foreknowing what to expect can reduce anxiety.
دانستن چه انتظاری دارید میتواند اضطراب را کاهش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید