foremast

[ایالات متحده]/ˈfɔːr.mæst/
[بریتانیا]/ˈfɔrˌmæst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تیرک نزدیک‌ترین به جلو کشتی؛ تیرک جلو در یک کشتی بادبانی
Word Forms
جمعforemasts

عبارات و ترکیب‌ها

main foremast

چراغبان اصلی

foremast height

ارتفاع چراغبان

foremast sail

بادبان چراغبان

foremast rigging

سنگینی چراغبان

foremast step

پای چراغبان

foremast shrouds

سیم‌های نگهدارنده چراغبان

foremast boom

مانجار چراغبان

foremast yard

یارد چراغبان

foremast head

سر چراغبان

foremast block

بلوک چراغبان

جملات نمونه

the foremast is the tallest mast on the ship.

چوگان بلندترین خرپاست بر روی کشتی.

he climbed to the top of the foremast to get a better view.

او برای دیدن بهتر به بالای چوگان رفت.

the crew worked hard to secure the sails on the foremast.

خدمه سخت تلاش کردند تا بادبان‌ها را بر روی چوگان محکم کنند.

during the storm, the foremast took the brunt of the wind.

طی طوفان، چوگان بیشترین آسیب را از باد دریافت کرد.

they decided to replace the foremast after the voyage.

آنها تصمیم گرفتند پس از سفر چوگان را تعویض کنند.

the foremast is essential for the ship's stability.

چوگان برای پایداری کشتی ضروری است.

we could see the flag flying from the foremast.

ما می توانستیم پرچم را از چوگان ببینیم.

the foremast was damaged during the rough seas.

چوگان در دریای خروشان آسیب دید.

he learned to navigate using the foremast as a reference point.

او یاد گرفت با استفاده از چوگان به عنوان نقطه مرجع جهت یابی کند.

the foremast supports the main sail and the jib.

چوگان از بادبان اصلی و بادبان جلو پشتیبانی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید